تبليغاتX
موفقیت, قدرتمندی , ثروتمندی و دیگر هیچ

چگونه در آمد خود را افزايش دهيم ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبی در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 4:52 قبل از ظهر |

مانند يك ميليونر رفتار كنيد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبی در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 4:34 قبل از ظهر |

بخشي از ديالوگ‌هاي فيلم راز، فيلمي كه در جهان سروصداي زيادي كرد.

سراسر اين فيلم نظرات نويسنده‌هاي بزرگ، فيلسوفان، روان‌شناسان و درمانگراني است كه همه به وجود قانون جذب و اثرات آن اعتقاد دارند و بيننده را هم تشويق مي‌كنند تا آن را در زندگي جدي گرفته و به تأثيرات شگرف آن ايمان بياورند.

جيمز آرتوري (فيلسوف): هر آن‌چه كه تا به امروز داريم و يا هستيم، نتيجه افكار و احساسات گذشته ما بوده كه الان نتيجه‌اش را مي‌بينيم. پس اگر بخواهيم آينده‌اي درخشان (بنا به خواسته خود) داشته باشيم، بايد از هم اكنون تمام افكار و احساسات خود را به‌صورت مثبت به آن سمت هدايت كنيم.

دكتر جان ويتال (فيزيكدان كوانتوم): شكرگزاري؛ كليد فراواني و بركت الهي است. وقتي فكري كرده و تشكر مي‌كنيم بيشتر جذب مي‌كنيم. هر روز صبح به خاطر آن‌چه كه داريد و آن‌چه كه هستيد شكرگزاري كنيد.

مايك دولي (نويسنده): وقتي آرزوي خود را تجسم كرده و با چشماني بسته و با تمام وجود آن را حس مي‌كنيد قطعاً به آن آرزو خواهيد رسيد. چون ذهن انسان قدرت تشخيص واقعيت از خيال را ندارد. وقتي شما تصور مي‌كنيد كه مثلاً در يك مسابقه برنده شده‌ايد. و با تمام وجود جزييات آن را احساس مي‌كنيد و از برنده شدن لذت مي‌بريد، ذهن آن را به كاينات ارسال مي‌كند و آن خيال به واقعيت مي‌انجامد.

ميكائيل بكويت (روان‌شناس): احساسي كه همراه با شور و اشتياق فراوان باشد تبديل به قدرت دروني مي‌شود. در نتيجه قدرت كاينات را افزايش مي‌دهد.

وظيفه ما چگونگي رسيدن به خواسته نيست، وظيفه ما فقط خواستن از ته دل است، كاينات خودش چگونگي آن را براي‌مان فراهم مي‌سازد. فقط ايمان داشته باشيد كه رسيدن به آن‌ها براي شما امكان‌پذير است و شما لياقتش را داريد.
علاوه بر تجسم آن را احساس كنيد و از آن لذت ببريد و شكر گزارش باشيد.

جك كانفيلد (نويسنده): هر آن‌چه كه ذهن انسان قادر باشد آن را درك كند، مي‌تواند واقعيت پيدا كند.
هر روز دقايقي با چشماني بسته و در حالت آرامش خواسته خود را مجسم كنيد و با تمام وجود آن را احساس كرده و از آن لذت ببريد. به افكار الهام شده خود اعتماد كرده و به آن عمل كنيد.

مثلاً وقتي به بدهكاري خود مي‌انديشيد احساس منفي و بدي پيدا مي‌كنيد، در نتيجه فركانسي كه به كاينات مي‌فرستيد، منفي است و شما اين موضوع را قوت مي‌بخشيد و در نتيجه بدهكاري شما بيشتر مي‌شود (يعني بدهكاري را جذب مي‌كنيد).


جيمز آرتوري (فيلسوف): فكرتان را عوض كنيد. ثروت يك قرارداد ذهني است و هر كس قادر به تغيير اين باور است، به شرط خواستن شما، پول، بخشي از ثروت است. زندگي بايد در همه وجوه غني و عالي باشد. بايد ابتدا به آرامش و شادي دروني دست يافت، وقتي آن را به دست آوريد، بقيه خواسته‌ها پديدار خواهند شد.
همه ما خالقان جهان خود هستيم، پس دريابيد كه چه افكار و احساساتي داريد. چرا كه نتيجه آن تعيين كننده نوع زندگي شماست.
خودتان را غني كنيد. از درون عشق و شادي را حس كرده و لذت ببريد زيرا اين احساس به بيرون منعكس مي‌شود و جهان همان احساسات را چند برابر قوي‌تر به شما بر مي‌گرداند.


باب پراكتور (فيلسوف): عاشق خودتان باشيد. وقتي عميقاً خود را دوست بداريد، مي‌توانيد ديگران را نيز همان‌طور كه هستند، دوست بداريد.


استرهيگز (درمانگر): احساس خوب را فقط مي‌توانيد از درون خودتان بيابيد. هيچ‌كس ديگري قادر نيست اين احساس را به شما بدهد، مگر اين كه خودتان آن را داشته باشيد و ديگران آن را به شما منعكس كنند.
دست از كنترل ديگران برداريد و فقط روي افكار و احساس خود متمركز شويد.

جان‌گري (نويسنده): افكار و احساسات ما عملكرد جسم ما را هدايت و كنترل مي‌كنند. توجه داشته باشيد كه تنها يك داروخانه خوشبختي وجود دارد و آن ذهن انسان است كه بزرگ‌ترين عامل شفا بخشي است.

دكتر جان دمارتيني (فيلسوف): بيماري و ناراحتي، نتيجه تنش و افكار منفي است. افكار و احساسات منفي، نشانه و علامت به وجود آمدن بيماري‌ها هستند. تفاوت بين ترس و اميدواري، بيماري و سلامتي است.

دكتر مبين جانسون (پزشك): ما قادريم كه از درون، خود را شفا دهيم. هر روزه سلول‌هاي بسياري در بدن مي‌ميرند و از نو ساخته مي‌شوند، پس اگر بخواهيم مي‌توانيم تنش فيزيولوژيكي را برداريم. بعد خود به خود، بدن، خودش را ترميم مي‌كند.


جان‌‌‌گري (نويسنده): مهم اين نیست كه ديگران در مور دشما چه فكر مي‌كنند و چه نظري دارند، مهم آن است كه ما در مورد خودمان چگونه فكر مي‌كنيم و چگونه ذهن‌مان را تحت كنترل خود در مي‌آوريم. اگر قادر باشيم چنين كنيم. همه چيز را مي‌توانيم به حالت اوليه و سالم بر گردانيم.


جك كانفليد (نويسنده): انسان همان چيزي مي‌شود كه به آن مي‌انديشد. با ناخواسته‌هاي خود نجنگيد، چرا كه قوي‌تر و بزرگ‌تر مي‌شوند. با اين كار تمام تمركز خود را بر روي چيزهايي كه نمي‌خواهيم، مي‌گذاريم و ناخواسته‌ها را به سوي خود جذب مي‌كنيم.
اگر ضد جنگ هستيد در گروه ضد جنگ فعال نباشيد، بلكه به گروه صلح بپيونديد.


ميكائيل بكويت (روانشناس): به ياد داشته باشيد كه در عالم به اندازه همه افراد نعمت و فراواني وجود دارد و اين دروغي بزرگ و يك كابوس است كه به اندازه همه نعمت نيست و كمبود وجود دارد. واقعيت اين است كه بيشتر از نياز همه ما در جهان نيرو، عشق، انرژي و نعمت وجود دارد.

هرگز در مورد چيزهايي كه نمي‌خواهيد، نه چيزي بخوانيد و نه حرفي بزنيد. تمام توجه خود را فقط به روي خواسته‌هاي‌تان متمركز سازيد.

دكتر بين جانسون (پزشك): در بدن ما بعد از مولكول‌ها، به اتم و بعد از اتم به جريان انرژي مي‌رسيم كه در سر تا سر وجودمان با سرعت در حركت هستند.
به خوبي مي‌دانيم كه انرژي را هرگز نمي‌توان به وجود آورد و يا از بين برد، انرژي ابدي و هميشگي است فقط مي‌توانمد از شكلي به شكل ديگر درآيد.

به ياد داشته باشيد هر آنچه كه امروز هستيد نتيجه افكار، احساسات و رفتار گذشته شما بوده پس اكنون بخواهيد زندگي‌تان متحول شود به خوبي قادريد زندگی خود را تغيير دهيد. چرا كه شما هرگز يك قرباني نيستند.

افكارتان را هدفمند انتخاب كنيد، زيرا شما مدير افكار خود هستيد.
قانون جاذبه، انسان را از عادات ارثي و ناتواني‌ها آزاد مي‌سازد.


جك كانفليد (نويسنده): شما در مورد خود هر فكري داشته باشيد همان درست است نتيجه همان خواهد بود اگر بگوييد ناتوانم، ناتوان مي‌شويد و اگر بگوييد قدرتمندم، قدرتمند خواهيد شد.

نيل دونالد والش (نويسنده):
در دنيا هيچ تخته سياهي وجود ندارد كه سرنوشت شما را نوشته باشد. در حقيقت اين خود ما هستيم كه سرنوشت‌مان را مي‌سازيم. مأموريت ما توسط خود ما انتخاب مي‌شود.

احساس و تجربه لذت است. هدف آن است كه در زندگي احساس عشق و آرامش و لذت كنيم. پس هر آن‌چه را كه به شما احساس عشق و لذت مي‌بخشد دنبال كنيد. رسالت واقعي شما قطعاً همان كار خواهد بود. كاري در جهان وجود ندارد كه شما نتوانيد انجام دهيد؛ اين خواسته خداوند است.


ميكائيل بكويت (روانشناس): شما فوق‌العاده‌ايد نيرويي در درون شماست كه از خودتان هم عظيم‌تر است كه شما را هدايت و راهنمايي مي‌كند. نيرويي بسيار قوي و عظيم كه وقتي به آن اجازه رشد و شكوفايي مي‌دهيم و به آن اعتماد مي‌كنيم ما را به مقصد نهايي كه همان عشق و آرامش و شادي است.

جان آساراف: در واقع راز بر اساس قانوني به اسم قانون جاذبه قرار دارد و به زبان علمي بايد گفت كه هر چيز فركانس خودش را دارد. همه چيز در حال ارتعاش است.

راز مي‌خواهد درست فكر كردن را به شما بياموزد تا بدن شما و افكارتان ارتعاش درست داشته باشند تا آن‌چه را مي‌خواهيد به زندگي خود جذب كنيد.


"
مجله موفقیت"

 

+ نوشته شده توسط مجتبی در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 8:26 بعد از ظهر |

روانشناسان معتقدند ثروت ۸۰٪ ذهنی و

 

فقط ۲۰ ٪ فیزیکی است .

+ نوشته شده توسط مجتبی در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 7:38 بعد از ظهر |

تست روانشناسي

اين تست روانشناسي حرف نداره فقط سعي كنين يه كم وقت و دقت به خرج بدين . عاليه .

سعي كنين جوابها رو قبلش اصلا به هيچ وجه نخونين .

1 - نام سه حيوان را به ترتيب علاقه بنويسيد و براي هر کدام از اين سه جاندار سه مشخصه که باعث علاقه شما به آن ها شده را بنويسيد.

2. حالا نوبت درياست! نظرتان راجع به دريا چيست؟ سه مشخصه بنويسيد.

3. جنگل؛ سه مشخصه راجع به جنگل بنويسيد.

4. رودخانه؛ سه مشخصه راجع به رودخانه بنويسيد.

 

پاسخ را بعد از دادن جواب بخوانيد.

 

جواب پاسخ ها:

1. سه مشخصه اي که براي حيوان اول نوشتيد در واقع نظر خودتان راجع به خودتان است.

سه مشخصه اي که براي حيوان دوم نوشتيد در واقع خصوصياتي است که ديگران براي شما قائل اند.

سه مشخصه اي که براي حيوان سوم نوشتيد خصوصياتي است که براي همسرتان مي خواهيد.

2. دريا: ديد شما نسبت به زندگي است. شما زندگي آرام را دوست داريد و يا مواج؟ آبي يا طوفاني؟

3. جنگل: ذهنيت شما نسبت به مرگ است. مرگ از ديد شما چگونه است؟ تاريک يا روشن؟ ترسناک يا رويايي؟!

4. رودخانه: هم بيانگر رويه و خط مشي شما در زندگي است. شما فردي محافظه کار هستيد يا ميانه رو!؟

اميدوارم خوشتون اومده باشه اينم برگرفته از وبلاگ دوست گل و نازنينم ( زندگي در جريان و تست روانشناسي )    http://www.alisalamaziz.blogfa.com/

 

+ نوشته شده توسط مجتبی در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 4:32 قبل از ظهر |
خیلی وقته نبودم خیلی خوشحال میشم اگه با نظراتتون کمکم کنید بهم بگین وبلاگم خوبه کارمو ادامه بدم یا نه بدرد نمی خوره تعطیلش کنم .

دستای گل و نازنینت رو می بوسم که وقت میزاری و با اون دستای قشنگت نظر میدی عزیزم .

+ نوشته شده توسط مجتبی در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 4:8 قبل از ظهر |

سلام دوستاي گلم خيلي وقته خبري ازم نيست منو ببخشين دوباره اومدم ولي قبل از اينكه چيزي براتون بنويسم دوست دارم اين قضيه رو براتون تعريف كنم شايد خنده رو لباي قشنگتون بشينه .

 

شرکت مايکر سافت يه قسمتي وجود داره به اسم عيب يابي تلفني و مشاوره (فکر کنم درست ترجمه کردم) هر کسي مشکلي داشته باشه راجع به کامپيوتر و   برنامه هاي کامپيوتري به اين مرکززنگ ميزنه و از اون ها راهنمايي ميخواد..فرض رو بر اين ميزاريم که هر کسي که با کامپيوترکار ميکنه از يه دانش ابتدايي نسبت به اين دستگاه برخورداره..اونم تو انگليس...

چند تا از مکالمات و مشاوره هاي تلفني اين مرکز رو بخونين ...

 

مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مرکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست

مرکز : چه نوع کامپيوتري داريد؟

مشتري : يک کامپيوتر سفيد...

 

مشتري : سلام، من "سلين" هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم

مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟

مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده

مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...

مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد

 

مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.

مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟

 

مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟

مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم.

مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ...

مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!

 

مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : "نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم" من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...

 

مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم

مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟

مشتري : نه.

 

مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟

مشتري : يه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده.

 

مرکز : و الآن F8 رو بزنين.

مشتري : کار نمي کنه.

مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟

مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...

 

مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.

مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟

مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.

مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.

مشتري : باشه.

مرکز : کيبورد با شما اومد؟

مشتري : بله

مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟

مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه!

 

مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.

مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟

 

يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...

مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟

مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.

مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟

مشتري : پنج تا ستاره.

 

مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟

مشتري : Netscape

مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.

مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer

 

مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!

 

مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟

مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر

طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟

مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟

مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت

قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟

 

مرکز : چه کمکي از من برمياد؟

مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.

مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟

مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟

 

برگرفته از وبلاگ دوست گل و نازنينم ( زندگي در جريان و تست روانشناسي )

http://www.alisalamaziz.blogfa.com/

 

+ نوشته شده توسط مجتبی در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 3:50 قبل از ظهر |
به اين وبلاگ برين قشنگه

http://injooripooldarshodam.blogfa.com

اينجوري پولدار شدم

+ نوشته شده توسط مجتبی در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 1:37 قبل از ظهر |

قوانين ثروتمندي...............................................

سلام گلاي مهربون خودم .

از امروز ميخوام قوانين ثروتمند شدن رو با همتون در ميون بگذارم اگه دوست داشتين قدم به قدم با من بيائين و به حرفام عمل كنين و مطمئن باشين كه من فقط چيزائي رو اينجا مينويسم كه كاملا عملي و از طريق علمي ثابت شده باشه .

ضرب المثل چيني ميگه : چي ميگه ؟ چيزي نميگه ميگه : يه سفر هزار فرسنگي با يه قدم آغاز ميشه و اين قدم اول شايد مطالبي باشه كه اينجا ميخونين .

از اين به بعد ميخواهيم با هم اصولي رو ياد بگيريم كه از طلسم جادوئي بزرگترين ثروتمندان باخبر بشيم مي خواهيم اسرار ثروتمندي همشون رو بفهميم و ببينيم كه اونا چطوري اين امپراطوريهاي عظيمشون رو برپا كر ده اند .

مردي كه بر شانه غول بنشيند ديدگاهي پر دامنه تر از خود غول خواهد داشت .

 

در عين حال مطالبي كه در اين وبلاگ ميخونيد فرمولهايي است كه به شما امكان ميده در مسير موفقيتتون توي همه سولاخ سنبه هاي زندگيتون استفاده كنين . و به سرعت موفقيتتون بيفزايد .

 

منتظر باشين تا با اولين و مهمترين قانون ثروتمند شدن برگردم . فكر ميكنين اولين قانون چي باشه ؟

 

+ نوشته شده توسط مجتبی در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 6:25 بعد از ظهر |
· عشق و ديگر هيچ.....

·        آيا ميدانيد كه :

عشق هرگز بر باد نميره اگر متقابلا داده نشه روزي باز خواهد گشت و قلب سرچشمه خود رو پاك و لطيف خواهد كرد .

·        آيا ميدانيد كه :

به هر يك و به همه ما عشق قدرت اجراي معجزه ميده اگر بخواهيم .

·        پس حتما اينم نميدوني كه :

عشق بورز به تو عشق خواهند ورزيد . عشق مانند دو بخش يك فرمول جبري تعادل رياضي است .

 

مي خوام ازت يه خواهش كنم . چي ؟ الان ميگم :

ازت ميخوام امروزت و هر روزت رو با عشق و محبت خوش آمد بگي و اغار كني .

چرا ؟

چون اين بزرگترين راز موفقيت در تمام ماجراهاي زندگيست .

باور نميكني ؟

قدرت بازو و عضله ميتونه سپري يا ديواري رو بشكافه يا حتي وجود و زندگي كسي رو نابود و زخمي بكنه ولي ولي تنها قدرت ناديدني عشق ميتونه اره عشق قدرت ناديدني عشق ميتونه قلب انسانها را بگشايد و بدون تا وقتيكه استاد اين هنر نشيم هيچي نيستيم .

مي دوني گلم ؟

ممكنه مردم دليلاتو قبول نكنن . ممكنه سخنت رو باور نكنن . ممكنه از قيافت خوششون نياد . ممكنه بعضي ها ظاهرت رو نپسندند ممكنه خيليها توي رابطه با تو سوئ ظن داشته باشن ولي بدون كه عشق تو محبت تو و مهربوني هاي تو ميتونه همه قلبها رو ذوب بكنه همچنان كه پرتو مهربون و قدرتمند و عاشقونه خورشيد سختترين و بزرگترين و عظيمترين و قديمي ترين يخهاي قطبي رو به آبي زلال و شفاف و گوارا بدل ميكنه پس تو هم ميتوني مثل خورشيد باشي مگه نه .

ازت ميخوام امروزت و هر روز و شبارو با عشق اغاز و سپري بكني .

ميدوني چطوري ميتوني اين كار رو بكني ؟

از اين به بعد به همه چيز با عشق نگاه كن . همه چيز و همه كس رو عاشقونه ببين و يه بار ديگه متولد شو . صبح به صبح خورشيد رو دوست داشته باش چون گرمت مي كنه

باران رو دوست داشته باش چون پاكت مكنه و همه چيز ورو پاك و زلال و با طراوت ميكنه .

تاريكي رو دوست داشته باش ميدوني چرا ؟ چون ستاره هاي خوشكل رو نشونت ميده .

ميخواي بازم برات بگم ميدونم اونقدر عاشقي كه به گفته مجتبي نياز نداري ميدونم عشق وجودت رو پر كرده كه همه چيز و همه كس رو عاشقونه دوست داري .

ولي ازت يه خواهش ميكنم . چي ؟ فداي چي گفتنت بشم عزيزم . از اين به بعد ازت خواهش ميكنم از امروز اين جوري حرف بزن : اگه كسي باهات بده يا حتي دشمنته با روي خوش و اخلاق قشنگ با لبخند تحولش بگير و مطمئن باش يه روزي دوستت ميشه . ازت ميخوام همه دوستانت رو از امروز فقط با محبت تشويقشون كني و يارش باشي و مطمئن باش انا برادرانت خواهند شد سعي كن از امروز هميشه دلايلي براي تحسين و تشويق ديگران پيدا كني نه ضايع كردن و حال گرفتنشون . از امروز نزار وسوسه بهانه گيري و قر زدن و بدگوئي و حرف بد زدن وجودت رو بگيري از امروز هر وقت وسوسه انقاد كردن و ايراد گرفتن از هر چيز و هر كسي رو كه داشتي فقط يه كار كن زبانت رو اروم گاز بگير و سعي كن فقط ستايش و تشكر و سپاسگذاري كني از همه چيز و همه كس و اول از خداي مهربون و نازنين و عاشق .

آيا چنين نيست كه پرندگان . باد . دريا . جنگل . كوه . و همه مظاهر طبيعت پيوسته آهنگ ستايش خالق خود را ميسرايند ؟ آيا منو تو نميتوانيم با همان آهنگ با مخلوقات او سخن گوئيم ؟ پس :

از اين پس اين رمز سحر آميز را به ياد داشته باش و بدون كه كه اين ياد آوري زندگيت را دگرگون خواهد ساخت .

بيا بيا امروز رو با قلب و دلي مالامال از عشق و محبت و مهربوني به همه چيز و همه كس خوش آمد بگيم .

ادامه داره  ................

عاشقونه دستا و وجود همتون رو مي بوسم و سپاسگذارم كه چشم و وقت و لحظه تون رو براي خوندن اين مطالب هديه ميدين .

دوستون دارم

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 5:44 بعد از ظهر |

آيا مي پنداري كه جسم كوچكي هستي . در حاليكه در درون تو جهان بزرگي نهفته است .

 

مي گويند در روزگاران دور آدميان همه خلق و خو و سرشتي خداي گونه داشتند ولي از امكانات و توانائيهاي خود خوب استفاده نكردند و كار به جائي رسيد كه برهما خداي خدايان تصميم گرفت قدرت خدائي را از آنان باز گيرد و آن را در جائي پنهان كند كه دست آنها از آن كوتاه باشد . بدين منظور او در جستجوي مكاني بود كه مخفي گاهي مطمئن و دور از دسترس آدميان باشد .

زماني كه برهما با ديگر خدايان در اين مورد مشورت نمود آنها چنين پيشنهاد كردند :

بهتر است قدرت بيكران انسانها را در اعماق خاك پنهان كنيم . برهما گفت : آنجا جاي مناسبي نيست زيرا كه آنها ژرفاي خاك را خواهند كاويد و دوباره به آن دست پيدا خواهند كرد . سپس خدايان گفتند :

بهتر است نيروي يزداني آدميان را به اعماق اقيانوسها منتقل كنيم تا از دسترس آنها دور باشد . اين بار برهما گفت :

آنجا نيست مناسب نيست زيرا دير يا زود انسان به عمق درياها و اقيانوسها رخنه خواهد كرد و گمشده خود را خواهد يافت و آن را به روي آب خواهد اورد .

خلاصه همه خداها كنار همه نشستند و جلسه گرفتند و گفتند :

ما كه نميدونيم اين نيروي عظيم و قدرتمند رو كجا پنهان كنيم . به نظر ميرسه اين ادم ميتونه تو آب و خاك و همه سولاخ سنبه ها بره پس چه كنيم كه يه دفعه برهما گفت :

كاري كه با نيروي يزداني آدميان ميكنيم اين است :

( ما آن را در اعماق وجود خود او پنهان ميكنيم ! آنجا بهترين محل براي پنهان كردن اين گنج گرانبهاست و تنها جائيست كه آدمي هرگز به فكر جستجو و پيدا كردن ان بر نخواهد آمد !.)

در ادامه اين افسانه قديمي هنوستان اومده كه : از آن به بعد آدمي سراسر جهان را پيموده است همه چيز رو جستجو كرده بلنديها را در نور ديده است و به اعماق درياها فرو رفته است و تا دورترين نقاط خاك نفوذ كرده است تا چيزي رو بدست آورد كه در ژرفاي وجود خود او پنهان شده است . !!!

 

آري راز قدرت در وجود خود ماست و آدمي خداي گونه است هر كي خودش رو شناخت خدا رو شناخت و به گنجي دست يافته كه ميتونه با اين گنج هر چيزي رو كه ميخواد بهش برسه .

سالها دل طلب جام جم از ما ميكرد

آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا ميكرد

برگرفته از كتاب زيباي كليدهاي طلائي موفقيت (حسين پورآغاسي )

+ نوشته شده توسط مجتبی در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 7:43 قبل از ظهر |

آيا ميدانيد :

 

·        بزرگترين روانشناسان دنيا به اين نتيجه رسيده اند كه :

ثروتمند شدن 80% ذهني و فقط 20 % فيزيكي است و به تلاش جسمي بستگي دارد .

 

  • ميدانيد كه شما :

شما در عالمي بي زمان به سر ميبريد كه ناممكن وجود ندارد .

 

  • آيا ميدانيد كه :

فكر و انديشه انسان داراي شكل به خصوصي است اگر چه علم هنوز قادر به اثبات اين واقعايت نيست اما مي توانيد انديشه هايتان را به صورت يه اهنرباي مغناطيسي فوق العاده و فوق العاده قدرتمند با ميدان مغناطيسي تمام كائنات و كهكشانها بدونيد كه اين مغناطيس فكر و ذهن شما به جهان بيرون ميروند و جوهرهايي مناسب خود رو جذب ميكنه و به سمت شما ميكشانه و در زندگيتون متبلور و ظاهر ميكنه .

پس :

اگه به پول به ثروت به جوامردي به ادماي خوب و به رفتارهاي خوب فكر كنيد و به هرچيزي كه فكر كنيد فكر شما اين افكار و خواسته هاي شما رو به كل زمين و دنيا و كائنات ميفرسته و تمام انرژي ها و چيزهايي رو كه مطابق با خواسته شماس به طرفتان ميكشونه مطمئن باشين و شك نكنين امتحان كنين فقط براي مدت كوتاه .

 

  • آيا ميدنويد :

هرچه با احساس و عواطف درونيتون خواسته هاتون رو بيشتر حس كنين يعني پول رو حس كنين عشق رو حس كنين احترام رو حس كنين و شادي و هر چي رو كه ميخواهين بتونين قبلا درخودتو حس كنين كه اگه به اون خواسته برسين چه احساس خواهيد داشت با سرعتي چندين و چندين برابر خواسته تون رو به سمت خودتون ميكشيد .

 

اميدوارم همتون اونقدر ثروتمند و موفق و قدتمند باشين كه بتونين تو اوج قدرت و ثروت معرفت داشته باشين و در اوج جوانمردي باشين .دوستون دارم .

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 3:34 بعد از ظهر |

قدرت خارق العاده تلقين

می گويند شخصی سر کلاس رياضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بيدار شد وباعجله دو مسأله راکه روی تخته سياه نوشته بود ياداشت کرد و بخيال اينکه استاد آنها را بعنوان تکليف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد. هيچيک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت . سرانجام يکی را حل کرد وبه کلاس آورد. استاد بکلی مبهوت شد ، زيرا آنها را بعنوان دونمونه از مسائل غير قابل حل رياضی داده بود. اگر اين دانشجو اين موضوع را      می دانست احتمالاً آنرا حل نمی کرد، ولی چون به خود تلقين نکرده بود که مسأله غير قابل حل است ، بلکه برعکس فکر     می کرد بايد حتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله يافت.

برای آنکس که ایمان دارد ناممکن وجود ندارد

چند نمونه فراموش نشدني باعث تغيير نگرش پزشكان و روانشناسان شد.

 يك زنداني كه قصد فرار داشت بطور مخفيانه خود را در يكي از اتاقكهاي قطار جا داده بود و بعد از حركت فهميده بود كه در يخچال قطار قرار دارد. زنداني مطمئن بود كه در طي چندين ساعتي كه در يخچال قرار دارد منجمد خواهد شد و دقيقاً اينطور هم شد. اما بعد از رسيدن به مقصد مشاهده كردند كه زنداني يخ زده در حالي كه يخچال قطار خاموش بوده است و اين نشان ميدهد كه شخص زنداني به خود تلقين كرده كه منجمد خواهد شد و اين تلقين براي او حكم يك تصوير ذهني مطابق با افكار او داشته و همين باعث شده كه سلولهاي بدن وي واقعاً سرما را حس كرده و كم كم منجمد شود.

نمونه ديگر آزمايشي بود كه به پيشنهاد يكي از روانشناسان بر روي دو تن از مجرمين محكوم به اعدام انجام شد. آزمايش به اين صورت بود كه مجرم اول را با چشماني بسته در حضور مجرم دوم با بريدن شاهرگ دستش او را به مجازات رساندند. در اين هنگام نفر دوم با چشمان خود شاهد مرگ او بر اثر خونريزي شديد بود. سپس چشمان نفر دوم را نيز بستند و اين بار شاهرگ دست وي را فقط با تيغه اي خط كشيدند و در اين حين كيسه آب گرم نيز بالاي دست وي شروع به ريختن مي كرد اين در حالي بود كه دست او به هيچ وجه زخمي نشده بود. اما شاهدان يعني پزشكان و روانشناسان با كمال ناباوري ديدند كه مجرم دوم نيز پس از چند دقيقه جان خود را از دست داد چراكه او مطمئن بود كه شاهرگ دستش به مانند نفر اول بريده شده و خونريزي مي كند. ريخته شدن خون را نيز بر روي دست خود حس مي كرده است. در واقع تصوير ذهني او چنين بوده كه تا چند لحظه ديگر به مانند نفر اول هلاك مي شود و همين طور هم شد.

 اين نشان مي دهد كه دستگاه عصبي شما با توجه به آنچه فكر مي كنيد يا خيال مي كنيد كه حقيقت دارد واكنش نشان مي دهد. دستگاه عصبي شما تجربه خيالي را از تجربه واقعي تميز نمي دهد. در هر دو مورد با توجه به اطلاعاتي كه از ناحيه مغز در اختيار او قرار مي گيرد واكنش نشان مي دهد. اين يكي از قوانين اوليه و اصولي ذهن است. در واقع اينطوري ساخته شده ايم. وقتي اين قانون را در افراد هيپنوتيزم شده مشاهده مي كنيم شك مي كنيم كه حتما نيرويي مرموز يا فوق طبيعي در كار است. در واقع آنچه را كه مي بينيم فرايند طبيعي عمل مغز و دستگاه عصبي انسان است و نه چيز ديگر.در پديده هيپنوتيزم اگر بيمار بدرستي گفته هاي شخص هيپنوتيزم كننده معتقد باشد كارهاي حيرت آور انجام مي دهد و بيمار رفتاري متفاوت از خود نشان ميدهد زيرا طرز فكر و باورش تغيير كرده است.

هيپنوتيزم يا خواب مصنويي هميشه به نظر اسرار آميز بوده است زيرا هميشه فهم اينكه چگونه باور كردن مي تواند منجر به رفتار غير عادي انسان شود دشوار بوده است. با خواب مصنويي چنان برخورد شده كه انگار نيرو يا قدرت ناشناخته اي در كار است. اما حقيقت اين است كه وقتي شخصي را متقاعد مي كنيد كه قدرت شنوايي اش را از دست داده رفتار ناشنوايان را پيدا ميكند. وقتي او را متقاعد مي كنيد كه نسبت به درد حساسيت ندارد، مي تواند بدون بيهوشي تحت عمل جراحي قرار گيرد و در اين ميان نيروي مرموزي هم در كار نيست.

نقل از وبلاگ گروه افتاب

 

ازتون میخوام که لحظه به لحظه مواظب گفته ها و فکرا و حرفای دلتون باشین مواظب باشین که بخودتو چبی میگین هیچ وقت نگین که چرا زندگی من اینجوری چون همش دست خودتونو این شمائین که زندگی خودتون رو به ویرونه و کلبه ای خرابه تبدیل میکنین یا به قصری باشکوه و شاهکاری بی نظیر .

+ نوشته شده توسط مجتبی در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 7:12 قبل از ظهر |

نیروی عظیم درون انسان  T.N.T

تی . ان . تی چیست ؟

تی . ان . تی توانایی است ؛ توانایی بس سازنده و خدادادی ذهن . همه انسان های موفق دانسته یا ندانسته از این قدرت استفاده کرده اند ؛ زیرا موفقیت بدون آن حاصل نمی گردد . جان کلام اینکه آنچه به شکل افکار و احساسات در ذهن خود جای می دهید متعاقبا در جهان شکل ملموس به خود می گیرد . بنابراین باید این حقیقت اساسی را بپذیرید که وقتی افکارتان تغییر کند رویدادهای جهان برون شما نیز تغییر خواهد کرد . فردا همان خواهد شد که امروز اندیشیده اید

 

شناخت تی . ان . تی :

یکی از مهمترین نکات در شناخت نیروی تی . ان . تی باور کردن آن است . تلقین , تأثیری فراوان بر ذهن شما دارد , به آن بگویید تو می توانی , تومی توانی ومی توانی , بی تردید کل دستگاه ذهنی شما به کار خواهد افتاد . درک قدرت نیروی عظیم انسانی تی . ان . تی برای مقابله با دشواری ها ی جهان کنونی ضروری است . خود را در برابر افکار و احساسات منفی دیگران نیز بیمه کنید .

 

تغییر نگرش :

برای آشکار کردن نیروی تی . ان . تی درونی به تجزیه و تحلیل خود بپردازید , شمای امروزی نتیجه تفکرات دیروزی خود هستید تجارب گذشته خوب یا بد , همه در ذهن شما ثبت شده است , و در حافظه تان باقی است . چه بتوانید آنها را به خاطر بیاورید و چه نتوانید . افکار خوب رویداد های خوب را جذب می کند و افکار بد رویداد های بد را . هر آنچه اکنون برایتان رخ می دهد ریشه در گذشته شما دارد . باید تجارب گذشته خود را مرور کنید و تمام افکار و واکنش های هیجانی غلط را از ذهنتان بیرون بریزید .

 

با خود اندیشیدن :

وقتی نخستین بار فهمیدم که با فکرهایی که می کنم تجارب نا خوشایندی را بسوی خود می خوانم واقعا تکان خوردم ؛ تا آن زمان مانند بسیاری از افراد , دیگران و شرایط خارجی را عامل وضع نابسامان خود می دانستم فکر می کردم در آنچه برایم رخ می دهد تقصیری متوجه من نیست و با همین فکر آلام خود را تسکین می دادم .

 

اسرار انسانهای بزرگ :

 به راستی آن چیست که انسان های بزرگ را بزرگ می کند ؟ آیا همان چیزی نیست که آنها خود را در حال داشتن و به دست آوردنش تصور و تجسم می کنند . آنها به خود این جرأت را می دهند که دست آوردهای عظیمی را برای خود قائل شوند و در همین حال نیروی درونی آنها روی این تصویرها و تخیلات کار می کند و در نهایت آنها را بدانچه که می خواهند می رساند .

 

برای بزرگ بودن باید بزرگ اندیشید

کاملا مشخص است آنهایی می توانند از این قدرت خویش استفاده کنند که در زندگی برای خود سمت و سوئی دارند . می دانند مقصدشان کجاست و چگونه می توان به آن رسید , آینده خویش را تصویر کرده و با قاطعیت و ایمان در مسیر آن گام می نهند .منش و رویه این افراد خیلی زود به دیگران نیز سرایت می کند در حقیقت برنامه ریزان و اقدام کنندگان آینده , همین ها هستند . در حالی که بیشتر مردم دنباله رو اینان هستند  برای رهبر بودن باید قدرت درون خویش را کشف کنید

 

قانون جذب :

قانون جذب فقط چیزهایی برای شما خواهد آورد که تصویر کنید اگر چیزی را به مدت کافی به وضوح و با اطمینان کافی تصور کنید به حقیقت خواهد پیوست . نیروی تی . ان . تی درون شما مطیع بی چون و چرای دستورهای شماست و آنچه را خواهان آن هستید یا آنچه را که از آن می ترسید بدون توجه به این که خوب است یا بد به شما خواهد داد . تصمیم بر عهده شماست , شهامت مطالعه و بررسی خود و کشف معایب و ضعف ها بسیار مشکل بوده و کوشش برای دیدن خود آنطور که دیگران می بینند مستلزم بردباری , حلم و صداقت بسیار است .

 

سپرهای دفاعی :

هرگز برای یک لحظه هم که شده فراموش نکنید که زندگی یک قضیه ی منطقی است در جهان علت ها و معلول ها زندگی می کنید و در این جهان هیچ چیز به تصادف رخ نمی دهد در حقیقت اسباب آنچه برایتان رخ می دهد را خود شما با تفکرتان چه مثبت و چه منفی فراهم می کنید .

 

درک نیروی تی . ان . تی :

بعد از این حتی اگر چیزی به نظرتان غیر ممکن آمد هرگز نگویید که غیرممکن است نگذارید ذهنتان در تفکر محدودی که آلوده به پیش داوری است باقی بماند . ذهن خود را از خشم خصومت نفرت و واکنش های هیجانی منفی رها کنید این افکار جلوی پیشرفت شما را می گیرد .

 

غربال کردن تصاویر ذهنی :

شما از همه چیز, هم چیزهای خوب و هم از چیزها ی بد عکس می گیرید و آنها را با احساسی که در آن لحظه دارید در ذهن خود انبار می کنید . آنچه در ذهن تصویر می کنید چنانچه با نیروی سازنده ی درونی تان همراه شود می تواند چیزی را که از آن می ترسید یا دوست دارید , برایتان به ارمغان آورد به همین دلیل است که به این نیروی درونی تی . ان . تی می گوییم که بسته به سازنده بودن تفکر شما یا مخرب بودن آن برای شما یا علیه شما کار می کند . هر طور خود را از ذهن و دل تصویر کنید همان خواهد شد . جایگزین کردن تصویرهای درست به جای تصویرهای غلط مستلزم مرور در گذشته است . گذشته ای که تصویرهای غلطی همچون ترس , نگرانی و نفرت در آن شکل گرفته اند حتی اگر این مرور برایتان ناخوشاند باشد برای یک بار هم شده دوباره به آنها توجه کنید .

 

نیروی خالق درون :

عزم کنید هر روز مدتی را مشخصا به منظور آرام کردن بدن و ذهن خود کنار بگذارید . اگر حاضر باشید روزی پنج تا ده دقیقه صبح , بعدازظهر و شب به تمرین برای فرا گرفتن تکنیک آرام سازی بدن و ذهن , اختصاص دهید ؛ جان جدیدی به خود خواهید دمید . و خواهید توانست آن نیروی خلاق درون خودرا در اختیار گیرید با سه بار تکرار در هر روز چنان برایتان آرامش یافتن و رها کردن افکار گوناگون عادت خواهد شد که خواهید توانست هر وقت بخواهید فورا بنشینید و آن را مرحله به مرحله انجام دهید .

 

آرامش :

آرامش داشته باشید زندگی و جهان را به خاطر افکارو اعمال دیگران برخود سخت نگیرید , کوشش نکنید پیش از اینکه فرداهایتان برسند همین امروز آنها را زندگی کنید .

 

باید یا نباید :

چند بار به خود گفته اید باید یا نباید ؟ نیروی سازنده درونی نمی تواند به طور مغناطیسی چیزها را جذب کند مگر اینکه با تصمیم گیری شما مغناطیس شود و شما باید این نیروی مغناطیس ذهن خود را در جهتی که می خواهید هدایت کنید . وقتی از نظر ذهنی و هیجانی در برابر خود می ایستید , نیروهای مغناطیسی خود را سردرگم , مات و حتی نابودمی کنیدوذهن وجسم بی جهت , فقط شرایط بی جهت و هدف فراهم می کند.اگر می بینید که نمی توانید تصمیم بگیرید احتمالا به این علت است که با اندیشه ها , عادت ها و خواسته هایی قدیمی دست به گریبان هستید که حتی وقتی ندای درونی می گوید آنها را کنار بینداز نمی توانید نیروهای پراکنده را مجددا سازمان دهی کنید .تصمیم بگیرید و مستقیم به جلو پیش روید . فقط دو راه دارید می توانید یا سعود کنید یا سقوط . اکنون لحظه تصمیم گیری است راهی برای خروج نیست , راهی برای بازگشت نیست هیچ راهی جز راه جلو وجود ندارد از خود واقعی درونتان دستور بگیرید از دستورات آن پیروی کنید هر چقدر که در لحظه کنونی مشکل باشد از کسانی که به آنها بدی کرده اید معذرت خواهی کنید همه خشم ها و نفرت ها ی گذشته را بزدائید ذهن خود را ازترسها و موانع گذشته پاک کنید تا مجرائی برای افکار خوب شود و بتواند به شما کمک کند چیزهای خوب را به خود جذب کنید .تصمیمات زاده شجاعت است و شجاعت از ایمان به خود و نیروی خدایی درون حاصل می شود .

 

دشمن شماره یک شما :

فکر می کنید چه کسی یا چیزی دشمن شماره یک شما است ؟

آن دشمن ترس است بیشتر ترس های شما از کودکی به جا مانده است اگر می بینید از برخورد و رویارو شدن با موقعیت هایی که در زندگی تان پیش می آید می هراسید و اجتناب می کنید دلیل آن ترسوتر بودن شما نسبت به افراد دیگر نیست ؛ بلکه تنها دلیلش این است که شما کنترل کمتری بر هیجانات خود دارید . وقتی ترس بر شما غلبه می کند خود را چه جسمانی و چه روانی آسیب دیده تصور می کنید و ضمیرناخودآگاه تان که بر اساس این  تصویر عمل می کند سبب می شود سوژه مورد ترس اتفاق افتد . هربار که بگذارید این ترس بر شما مسلط شود بیشتر به آن اجازه داده اید تا در اختیارتان گیرد علاوه بر این تصویر ترس در شما قوی تر می شود و ضمیر ناخودآگاه تان اجازه می یابد تا تصویرهای نا خوشایند را در زندگی خارجی شما به حقیقت تبدیل کند .

 

نخستین گام :

نخستین گام برای راندن ترس از ضمیر خود رویارو شدن با آن است اگر این ترس را با دقت بررسی کنید ذهن هوشیار شما اختیار را به دست می گیرد اما هنگامی که ترس بر شما مسلط باشد , بندرت امکان دارد که بتوانید احساس های هیجانی را در اختیار بگیرید زیرا واکنش هیجانی بسیار قوی است . بیندیشید که بایستی چگونه واکنش نشان میدادید آنگاه تصویری ذهنی از خود ایجاد کنید که در آن بر ترس ها فائق آمده اید و همان کاری را می کنید که ذهن هوشیار شما دستور می دهد .

 

نیروی حیات بخش :

ایمان تنها یک کلمه نیست بلکه نیرویی است قطعی , حیات بخش , توانا کننده و دارای قدرتی پویا که شرایط را جذب می کند و افراد را به جنبش و عمل وا می دارد عمل کنندگان جهان همه با ایمان به حرکت درآمده اند .

 

ایمان سرچشمه موفقیت است

اگر ایمان و اعتماد به نفس هردو برای شما کار کند هرگز شکست نمی خورید با به کار گرفتن نیروی ایمان می توان کارهایی کرد که شبیه معجزه اند همه اختراعات بزرگ فقط حاصل ایمان هستند اندیشه های خویش و توانایی عملی کردن آن اندیشه ها را باور کنید فراموش نکنید که نیروی سازنده شما تا هنگامی که به آن ایمان نداشته باشید عمل نمی کند .

 

رسیدن به خواسته های درونی : 

شما در دوره تصویر و صوت ماشینی و الکترونیکی به سر می برید فضای اطراف شما پراست از امواج رادیوئی و تلوزیونی علاوه بر آن امواج فکر نیز ما را احاطه کرده است .ذهن شما در تمام مواقع چه در بیداری و چه در خواب نسبت به چیزهایی که در اطرافتان رخ می دهد به طور خودآگاه و ناخودآگاه واکنش نشان می دهد و خود به خود بر شما تأثیر می گذارد پس ذهن ناخودآگاه هیچ مقاومتی نشان نمی دهد و با تکرار اندیشه های خویش می توانید آنها را در ذهن خود پایدار سازید .دو روش موثر وجود دارد که می توانید برای تقویت آنچه تصویر می کنید آنها را مورد استفاده قرار دهید و هدف های خود را در ذهن مشخص و روشن کنید :

1-  با کلماتی روشن و گویا هدف خود را روی کارت های کوچک بنویسید و آنها را همیشه در دسترس داشته باشید تا بتوانید به آسانی به آنها مراجعه کنید .

2-  خواسته ها و اهدافتان را به صورت سخنان یا بیان های مشخصی روی نوار ضبط کنید و این سخنان را در فراغت های مختلف گوش کنید تا با صدای خودتان آن اهداف به شما تلقین شود اکنون شما وسائل دیداری و شنیداری در اختیار دارید . منظور این نیست که همیشه هر جا هستید با خود حرف بزنید یا به خود نامه بنویسید بلکه مطرح شدن اندیشه ها در ذهن تان مهم است با شکل گرفتن تصویرهای ذهنی جزئیات آرزوها و خواسته هایتان را بیشتر کنید .

همیشه قدرت موثر تکرار را به یاد داشته باشید البته تا وقتی نپذیرید که تک تک جزئیات آنچه می خواهید باید در فکر شما تصویر شود و آنجا بماند تا به حقیقت بپیوندد . نوشتن آرزوها و اهداف معنی ندارد . روش دیگر آن است که پاکتی بزرگ تهیه کرده روی آن بنویسید خواسته های من و برگه هایی را که روی آنها خواسته ها و تغییرات مورد نظرتان نوشته شده در آن بگذارید , می توانید در طی روز یا شب مدتی را به مرور و اندیشیدن به آنچه صمیمانه و صادقانه نوشته اید اختصاص دهید هر یک را بررسی کنید و ببینید آیا پیشرفتی به سوی هدف صورت گرفته است وقتی هدفی حاصل شد , پرونده آن موضوع را ببندید و به سراغ هدف دیگری بروید و بدین ترتیب پیوسته در مسیر رشد و کمال باشید . این فرایندی بی پایان با شکوه و رضایت بخش است با نوشتن بیانیه های شجاعت , ایمان و اطمینان به خود ترس را از زندگی تان بزدائید گفته ها را روی نوار ضبط کنید و به آن گوش دهید . کلماتی را که نوشته اید بلند بخوانید و به صدای خود گوش کنید . می دانید و باور دارید که چیزهایی خوب اتفاق خواهد افتاد همه ترس ها و افکار نگران کننده را دارید از ذهن خود خارج می کنید . می دانید که اگر اجازه دهید این چیزها بمانند,فقط یک شرایط ناخوشایند را برای شما به ارمغان خواهند آورد .در ذهن خود فیلتری قرار دهید و پیش از اینکه افکار ناراحت کننده و ترس ها آسیبی برسانند جلوی آنها را بگیرید . از خیالپردازی دست بردارید , شک های خود را ازبین ببرید دست به کار شوید سعی کنید خواسته های خود را بنویسید یا ضبط کنید یا هر دو کار را انجام دهید .

 

آفریدن آینده :

پیش از آنکه بتوانید آنچه را می خواهید به کمک ذهن خود بدست آورید باید بیشتر درباره نحوه کار ضمیر ناخودآگاه خود بدانید ضمیر ناخودآگاه شما تصویرهای ذهنی احساس ها و تجربه هایی را که داشته اید برای استفاده در آینده ذخیره می کند احساس شما درباره افراد یا چیزها و وقایع در ضمیرناخودآگاه شما ذخیره می شود ترس ها و نگرانی ها و افکار خوب همه باهم در آنجا هستند , وقتی افکار خوب در ذهن خود مطرح کنید آنها نیز افکار خوبی را که پیشاپیش در بایگانی ذهن شماست فعال خواهند کرد این به عهده شماست که از ضمیرناخودآگاه به نفع خویش بهره بگیرید نه به زیان خود .قدرت خداداد درون ما خزانه عظیمی است که منابع سرشار دست نخورده ای در آن باقی است به خود بیاموزید که از شم خود و از هدایت و ادراکات فراحسی خود پیروی کنید .اگرنیروهای عالی خود را باور کنید . اگر ایمان داشته باشید آنها در خدمت شما خواهند بود 

اگر برخود تأثیر مناسبی بگذارید خواهید توانست بر دیگران نیز تأثیر مناسب بگذارید

+ نوشته شده توسط مجتبی در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 3:31 قبل از ظهر |

                         بينديشيد و ثروتمند شويد
خلاصه كتاب : بينديشيد و ثروتمند شويد : ناپلئون هيل

فصل 1: انديشه ثروت است
به راستي كه انديشه ثروت و دارايي است. دارايي قدرتمندي كه قوتي با هدف مشخص، عدم راسخ و اشتياق سوزان تركيب مي‌شود، راه رسيدن به ثروت را به روي شما مي گشايد. وقتي كسي عميقاً مي‌خواهد به خواستة خود برسد مطمئناً به هدفش مي‌رسد. مهمترين امر ساختن انديشه است، وقتي كسي به واقع براي چيزي آماده مي‌شود به آن مي‌رسد.
به راستي اگر انسانها پاي عقيده خود بايستند و به هدف خود بچسبند و آنقدر مداومت كنند تا خواسته آنها به وسواسي دايمي مبدل گردد، چه اتفاقها كه نمي افتد.

فرصت:
 فرصت پشت در حياط خلوت شما كمين مي‌كند، گاه به صورت بدبياري ظاهري مي‌شود، گاه شكل شكست موقتي مي‌گيرد، به همين دليل است كه خيلي‌ها نمي توانند فرصت مناسب را تميز دهند.
 
مي توان با استفاده از اصول مشخص و شناخته شده انگيزه ناملموس انديشه را به صورت مادي تبديل كرد.
 
يكي از علل عمده شكست و ناكامي اين است كه در برخورد با مشكلات موقتي متوقف مي‌شويم و دست از تلاش بر مي‌داريم.
 
هرگز به گفتة ديگران دست از كار نكشيد و قبل از موفقيت شكستهاي موقتي را بپذيريد.
 
نظريه سالم تنها چيزي است كه بري رسيدن به آن نياز داريد.
وقتي ثروت به سوي شما جاري مي‌شود، حركتي بس سريع دارد، با تنعم همراه است، آنگونه كه تعجب مي‌كنيد كه در اين چند سال كجا پنهان بوده است بدانيد كه اين موضوع مهمي است. اين را هم بدانيد كه ثروت نصيب كساني مي‌شود كه سخت كوشند و از مداومت لازم برخوردارند. وقتي انديشيدن را شروع مي‌كنيد و ثروتمند مي‌شويد در مي‌يابيد كه ثروت بايك حالت ذهني آغاز مي‌شود، بايد هدف شخصي داشته باشيد.
موفقيت از آن كساني است كه ذهنيت موفق دارند .
شكست از آن كساني است كه بي تفاوت اجازه مي‌دهند ذهنيت شكست در آنها نفوذ كند .
ما نمي‌خواهيم آنچه را نمي‌فهميم باور كنيم ما محدوديتهايمان را معيار سنجش مان قرا رمي‌دهيم. «بلكه بايد بدانيم چه مي خواهيم»
ما بايد بدانيم مسلط بر سرنوشت خود هستيم، ما كاپيتان روح خودهستيم، زيرا اين قدرت را داريم كه افكار خود را كنترل كنيم. مغز ما با افكاري كه در ذهن خود داريم عجين مي‌شود.و در شرايطي قرار مي‌گيرد كه نيروي انسانها و وضعيت زندگي را كه با شرايط افكار ما سازگاري دارند هماهنگ مي‌كند».
قبل از اندوختن ثروت كلان بايد اذهان خود را از اشتياق به ثروت انباشته كنم. اگر طالب پول هستيم بايد ذهنيت پول داشته باشيم تا اشتياق به ثروت ما را به طرحي مشخص براي دستيابي به آن مجبور كند».

فصل 2: اشتياق نقطه شروع همه موفقيتها
  آنچه را مغز انسان تصور و باور كند به آن مي‌رسد
  رمز موفقيت: كسي كه پلهاي پش سرش را ويران مي‌كند، براي خود راه بازگشتي باقي نمي‌گذارد، يا بايد پيروز شود و يا از بين برود.
  هركس كه طالب پيروزي است بايد كشتيها و پلهاي پشت سرش را در آتش بسوزاند و راههاي عقب نشيني را برخود ببندد.
اينگونه است كه مي‌توان ذهن را در شرايط اشتياق سوزان براي پيروزي قرارداد و اين شرايط لازم موفقيت است.
  شش راه براي تبديل اشتياق به طلا:
1)   مبلغ مورد نياز خود را دقيقاً مشخص سازد.
2 )  مشخص كنيد براي رسيدن به هرچيز، بايد چه چيز را از دست بدهيد.
3 )  تاريخ مشخصي براي دستيابي به هدف خود درنظر بگيريد.
4 )  برنامه‌اي قطعي براي اجراي برنامه خود بريزيد.
5 )  دربارة از خودگذشتگي خود تصميم بگيريد.
6 )  يادداشت خود را به صداي بلند، روزي دوبار بخوانيد و باور كنيد كه صاحب اين پول و دارايي شده‌ايد.
در كار برنامة ريزي براي ثروتمند شدن به كسي اجازه ندهيد كه روياي شما را از بين ببرد. بايد با موفقهاي روزگار و دوران گذشته خود آشنا شويد. بايد با زندگي كساني آشنا شويد كه رؤياي آنچه را كه ارزشمند است به دنياي ما ارزياني داشته است؛ به من و شما امكان داده است تا استعدادهاي خود را بروز هيم.
  هرقدر در زنديگ بخواهيم و توقع داشته باشيم همان اندازه بدست مي‌آوريم»
  براي هركدام از ما راهي وجود دارد، اگر خوب گوش بدهيم كلمات مناسب خود را مي‌شنويم.


فصل 3 : ايمان
  محدوديت ذهن ما همان محدوديتي است كه ما براي آن درنظر مي‌گيريم، فقر و تنعم هر دو نشأت گرفته از ذهن ما هستند .
  
ايمان مهمترين عنصر ذهن است. وقتي ايمان با انديشه درهم مي‌آميزد، ذهن نيمه هوشيار بي درنگ ارتعاش آن را درك مي‌كند و آن را به فراست لايتناهي تبديل مي نمايد.
 
چگونه ايمان را در خود ايجاد كنيم: مي توانيد به كمك تلقين به خود، اشتياق را به معادل فيزيكي يا پولي آن تبديل كنيد. ايمان حالتي از ذهن است كه مي‌توان آن را به كمك تدييد يا آموزشهاي تكراري براي ذهن نيمه هوشيار و به كمك اصل تلقين به خود ايجاد نمود.
 
بدشانسي وجود ندارد: ذهن نيمه هوشيار  انديشه‌هاي منفي يا مخرب را درست به همان شكل انديشه‌هاي سازنده به عمل تبديل مي‌كند. اين همان پديده غريبي است كه ميليونها نفر آن را تجربه‌كرده‌اند و بسياري آن را بدبياري يا بدشانسي مي‌دانند.
ايمان شما همان عنصري است كه عمل ذهن نيمه هوشيار را مشخص مي‌سازد. مي توانيد با تلقين به خود ذهن ناهوشيارتان را فريب دهيد.
براي رسيدن به اين مهم و براي آنكه به آن جامة عمل بپوشانيد، خود را چنان ببينيد كه انگار به خواستة خود نرسيده‌ايد. توجه داشته باشيد كه عمل شرط لازم موفقيت است. لازم است كه احساسات مثبت ذهن را تشويق و احساسات منفي را كنار بگذاريد و براساس آن عمل كنيد.
 
ايمان آن چيزي است كه به شما حيات، قدرت و عمل مي‌بخشد
 
ايمان نقطه شروع انباشت ثروت است.
 
ايمان تنها پادزهر شكست است.
 
ايمان مبناي همه اعجاز هاست، همة اسراري است كه آن را به كمك قانون علم نمي‌توان تحليل نمود.
 
ايمان عنصري است كه انديشه را متحول مي‌سازد.
 
ايمان تنها عاملي است كه به كمك آن مي‌توان نيروي فراست الهي را در خدمت انسان گرفت.

فصل 4: تلقين به خود راه نفوذ بر ذهن نيمه هوشيار
تلقين به خود مفهومي است كه ارتباطي ميان ذهن هوشيار و نيمه هوشيار برقرار مي‌سازد. در واقع ارتباطي ميان ذهن هوشيار و ذهن نيمه هوشيار است. تلقين به خود، خود به خود به ذهن نيمه هوشيار مي‌رسد و ان را تحت تأثير افكار قرار مي‌دهد.
انسان طوري ساخته شده كه مي‌تواند به كمك حواس پنجگانه خود دريافتي ذهن نيمه هوشيار را نترل كند. اما به خاطر داشته باشيد كه ذهن نيمه هوشيار را به زمين حاصلخيز تشبيه كرديم كه اگر در آن بذرهاي نامطلوب بكاريم و از آن مراقبت نكنيم، علفهاي هرز در آن به وفور رشد مي :نند. تلقين به خود عاملي كنترل كننده است كه انسان به كمك آن مي تواند داوطلبانه ذهن خود را با افكاري خلاق تغذيه كند.
همانطور كه مي تواند افكاري با طبيعت مخرب را در زمين حاصلخيز خود كشت نمايد.

فصل 5 ـ دانش تخصصي
هر بد بياري، هر شكست و هر دل شكستگي با خود به همان اندازه يا بيشتر امتيازي مثبت دارد.
ما با دو نوع دانش عمومي و تخصصي روبرو هستيم. دانش عمومي،
بدون توجه به اندازه و تنوع آن نقش چنداني در تحصيل ثروت بازي نمي‌كند.
ميليونها نفر انساني بوده است كه گمان مي كنند «دانش قدرت است» هرگز چنين چيزي نيست.
كلمة آموزش در زبان انگليسي از يك كلمه لاتين اقتباس شده كه مفهوم عملاً از درون را تداعي مي‌‌كند.
انسان تحصيل كرده لزوماً كسي نيست كه دانش عمومي و تخصصي زياد دارد. بلكه سي است كه ذهنش را وسعت بخشيده و به كمك آن مي تواند به خواستة خود برسد.
فراموش نكنيد كه توماس اديسون تنها سه ماه بعد به مدرسه رفت و هنري فورد بيش از 6 سال به مدرسه رفت و به مردي ثروتمند تبديل شد.

فصل 6: تخيل: كارگاه ذهن
خيال كارگاهي است كه در ان تمام برنامة‌هاي ناشي از انسان شكل مي گيرد. عمل به كمك قوة تخيل ذهن جاري مي‌شود.
ذهن خيالي انسان به دو شكل تصور خلاق و تصور مصنوعي عمل مي‌كند.
تصوير مصنوعي: اين ذهنيت چيزي را خلق نمي‌كند بلكه صرفاً به استناد تجربه، آموزش و مشاهدات دريافتي گذشته كا رمي‌كند كه اغلب مخترعين از آن استفاده مي‌كنند.
تصور خلاق: انسان به كمك اين ذهنيت الهامات را دريافت مي‌كند. به وسيله اين ذهنيت است كه نقطه‌نظر‌هاي جديد به انسان منتقل مي‌شود به كمك اين ذهنيت است كه شخص مي‌تواند با ذهن نيمه هوشيار سايرين ارتباط برقرار سازد.
اگر اراده‌اي باشد، راهي وجود دارد.

فصل 7: برنامه‌ريزي سازان يافته
هيچ كس به تنهايي تجربه،‌آموزش، توانايي و دانش كافي ندارد كه با ان به ثروت كلان برسد. بدون همكاري ديگران اين مهم امكان پذير نيست.
در صورت شكست هر برنامه، برنامة بعدي را به اجرا بگذاريد. اگر نخستين برنامه انتخابي شما با موفقيت همراه نبود، جاي ان را با برنامه ديگري تغيير دهيد و انقدر ادامه دهيد تا برنامه‌اي مؤثر و مفيد بيابيد. با هوش ترين افراد بدون داشتن برنامه‌هيا معين و عملي نمي توانند موفق شوند. اين حقيقت مهم را به ذهن بسپاريد. وقتي برنامه‌اي به شكست منتهي مي‌شود بدانيد كه شكست موقتي، به مفهوم ناكامي دائمي نيست.
انسان تا زماني كه خود را شكست خورده نپندارد، شكست خورده نيست .

فصل 8 : تصميم‌گيري: غلبه بر ترديد و دودلي
ناتواني در تصميم‌گيري از جمله مهمترين دلايل شكست و ناكمي است. كساني كه نمي تواند سرمايه بيندوزند،‌بدون استثنا كساني هستند كه نمي‌توانند تصميم‌گيري كنند.
اكثر كساني كه از تنعم دور مي‌مانند به سادگي تحت تأثير عقايد ديگران قرار مي‌گيرند. اجازه مي‌دهند كه روزنماه نگاران و اطرافيان وشايعه پردازان به جاي آنها فكر كنند. اظهار عقيده ارزان‌ترين كالاي روي زمين است. هركس عقيده‌اي دارد و مي‌ـواند ديگران را تحت تأثير قرار دهد. اگر هنگام تصميم‌گيري تحت تأثير عقايد دگيران قرار گيرد در كار خود موفق نمي‌شويد.
شما براي خود مغز و ذهني داريد. از آن استفاده كنيد و براي خود تصميم بگيريد.
ارزش تصميمات بستگي به شجاعت دارد كه براي ارائه آن لازم داريد .

فصل نهم: ابرام
مبناي مداومت و پايداري قدرت اراده است. وقتي نيروي ميل و اشتياق و اراده به درستي تركيب شود تركيبي مقاومت ناپذير ايجاد مي‌شود.
فقر نصيب كسي مي‌شود كه ذهنش مايل به آن است. به همين صورت ثروت هم نصيب كساني مي‌شود كه براي جذب آن آمادگي دارند. با يان حال در هر دو مورد قوانين مشابهي حاكم هستند ذهنيت فقر بدون استفاده آگاهانه از عادات مناسب آن رشد مي كند. ذهنيت پول بايد در اشخاص ايجاد شود مگر اينكه كساني با اين ذهنيت متولد شود.
به مفهوم دقيق اين پاراگراف توجه كنيد، تا به معناي مداومت در جريان انباشت ثروت و رسيدن به موفقيت پي ببريد. بدون مداومت، از همان آغاز مغلوب مي‌شويد. اما با مداومت در شمار برندگان قرار مي‌گيريد.

فصل دهم: قدرت همكاران
مغز انسان را مي توان با يك باطري مقايسه كرد. اين يك حقيقت است كه مجموعه با طريهاي الكتريكي، در مقايسه با يك باتري برق بيشتري توليد مي كنن.د همچنين مشخص است كه هر باطري با توجه به واحدها و ظرفيت خود برق توليد مي‌كند.
مغز هم به شكل مشابهي فعاليت مي كند. بعضي از مغزها در مقايسه با مغزهاي دگيران فعالترند و با كنار هم قرار گرفتن هماهنگ چند مغز انرژي فكري بيشتري در مقايسه با يك مغز ساده توليد مي‌شود. ردست همانطور كه چند باطري بيش از يك باطري نيرو ايجاد مي كند.
در انتخاب همكاران خود وسواس كافي به خرج دهيد، يكي از آنها ماهيتي اقتصادي دارد و ديگري ماهيتي رواني. ويژگي اقتصادي آن مشخص است. هركس بتواند با اشخاصي كه از شعور مقبول برخوردار باشند همكاري كند، با آنها هماهنگ باشد و از توان آنها بهره بجويد، به سودخود كار كرده است. اين تعاون و همكاري مبناي تقريباً همة موفقيتهاي بزرگ بوده است. درك شما از اين حقيقت بزرگ مي‌تواند موقعيت مالي شما را مشخص سازد. درك مرحلة رواني اصل گروه همكار بسيار دشوارتر است.
شايد اين عبارت شما را در درك موضوع كمك كند. هر دو مغزي كه در كنار هم قرار مي‌گيرند مغز سومي با نيرويي نامرئي و ناملموس ايجاد مي كنند كه مي‌تواند با مغز سومي در ارتباط باشد.

دستاي مهربونت رو ميبوسم ( مجتبي )

+ نوشته شده توسط مجتبی در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 9:53 قبل از ظهر |

                                               حكايت دولت و فرزانگي
خلاصه كتاب حكايت دولت و فرزانگي . نويسنده : مارك فيشر
 
فصل 1: حكايت مشاوره مرد جوان با خويشاوندي دولتمند
روزگاري جواني هوشمند مي‌زيست كه مي خواست دولتمند شود. او به ستارة بخت خود اعتقاد نداشت. آكنده از نوميدهاي ديگر دست و دلش به كار نمي‌رفت.
در اين فكر و رؤيا بود كه به كار جديدي دست بزند و تنگناهاي مالي‌اش را يكباره و براي هميشه از بين ببرد.
او مي‌خواست نويسنده شود تا داستانهايش او را دولتمند و پر آوازه كند، اما جرأت نداشت به كسي بگويد كه چه رؤيايي در سر دارد.
بارها تصميم گرفته بود از كارش استعفا دهد اما نمي توانست، گويي شهامتي كه درگذشته او را براي رسيدن به خواسته‌هايش ياري مي‌داد از دست داده بود. روزي كه به شدت احساس ناكامي مي‌كرد ناگهان به كفر ديدار عمويي افتاد كه بسيار دولتمند بو. شايد مي‌توانست اندرزي دهد يا بهتر از ان پولي! عمويش او را بي درنگ پذيرفت اما قبول نكرد كه به او وام دهد زيرا بر اين باور بود بود كه با يان كار به او كمكي نمي‌كند. پس از گوش سپردن به حكايت ناله و فغان جوا ناز او پرسيد آيا فكر مي كني كسي كه ده برابر تو در مي‌آورد، هفته‌اي ده برابر تو كار مي‌كند؟ خير، بلكه بايد در كارش رازي باشد كه تو يكسر از آن بي خبري.
عمويش تصميم گرفت براي كمك او را نزد مردي بفرستد كه به او دولتمند آني مي‌گويند. او اين نام را برگزيد زيرا مدعي است كه پس از كشف راز حقيقي تحول، يك شبه دولتمند شده است.

فصل 2 : حكايت ديدار جوان با باغباني سالمند
جوان به سوي شهر دولتمند آني رهسپار شد با هزاران فكر و سؤال در ذهن پس از وارد شدن به امارات مستخدم به او گفت كه دولتمند آني در اين لحظه نمي‌تواند او را ببيند و بايد در باغ منتظر بماند. در حال قدم زدن در باغ به باغبان پيري برخورد كه به نظر با حيثيت بود.
باغبان از او پرسيد: اينجا چه مي‌كني؟ جوان پاسخ داد: مي خواهم دولتمند آني را ببينيم، جوياي اندرزش هستم. باغبان گفت: 10 دلار داري؟ جوان گفت: اين تمام پول همراه من است. باغبان گفت: عاليست فقط به هين مقدار احتياج دارم. بالاخره با تمام شكو ترديد تمام دارايي همراهش را به باغبان داد، در صورتي كه بعد از چند دقيقه فهميد كه باغبان 000/25 دلار به عنوان پول توجيبي به همراه دارد،‌اول خشمگين ولي بعد متوجه شد كه او همان دولتمند آني است.

اولين قدم اين بود كه جوان بخواهد دولتمند شود و با صداي بلند فكر كند آنها براي صرف شام روبروي هم نشستند دولتمند جام شرابش را بلند كرد و گفت بيا به سلامتي نخستين ميليون دلار تو بنوشيم.
در طول صرف شام جوان فهميد كه بايد از كارش لذت ببرد و از اسرار دولتمند شدن آگاه شود و با شور و اشتياق طالب آن باشد.

فصل 3 : حكايت آموزش جوان، براي غنيمت شمردن فرصت و خطر
دولتمند از جوان مي‌پرسد: اگر پول داشتي حاضر بودي چقدر براي اسرار دولتمندي بپردازي اولين رقمي كه به ذهنت مي رسد بگو.
جوان مي‌گويد: صد دلار.
پير مرد مي خندد مي گويد پس واقعاً معتقد به وجود اين اسرار نيستي. فرصت ديگري به جوان داد، اينبار پاسخ مي‌دهد: فراموش مكنيد كه ورشكسته‌ام. دولتمند ندا داد: از ازل دولتمندان از پول ديگران سود جسته اند تا بر دارايي شان افزوده اند.
دسته چكت همراهت هست؟ جوان دسته چكش را در حالي كه شكس داشت به پير مرد داد، موجودي آن چهار دلار و نيم بود.
دولتمند قلمي به جوان داد و گفت رقم موردنظرت را بنويس، جوان گفت نمي دانم چه بنويسم! دولتمند گفت خوب بنويس.
25000دلار يا اگر كم است 000/50 دلار.
جوان گفت ولي اين چك هرگز پاس نمي شود و برگشت مي خورد.
دولتمند جواب داد. من بزرگترين معامله‌ام را همين گونه انجام دادم. چكي به مبلغ 000/25 دلار امضا كردم و به دست و پا افتادم آن را تهيه كنم.
اشخاصي كه صبر مي‌كنند تا اوضاع و شرايط عالي از راه برسد، هرگز كاري را به انجام نمي رسانند»
اگر مي خواهي در زندگي موفق شوي، بايد مطمئن باشي كه حق انتخاب نداري» پس اكنون پشت خود را به ديوار بچسبان و آن چك را به من بده.
جوان هنوز ترديد داشت كه چك را امضاء كند، دولتمند گفت بيا با يانت سكه شير يا خط بياوريم، اگر تو بردي 000/25 دلار جيبم را به تو ميدم، اگر من بردم توچك را امضاء كن.
جوان در صورتي كه تاريخ چك براي يكسال ديگر باشد حاضر به شرط بندي شد. شرط را باخت و با دستي لرزان امضاء كرد. سپس پير مرد نامه‌اي به او داد و گفت تا زماني كه در اتاقت تنها نشدي نامه را باز نكن.
جوان قول داد و كنجكاوانه به اتاقش رفت.

فصل 4 : حكايت به حبس افتادن جوان
بالاخره جوان در اتاقش تنها ماند،‌ اتاقي بسيار مجلل با يك پنجره كه از سطح زمين بسيار فاصله داشت.
نامه را گشود، در كمال تعجب صفحه را خالي و سفيد يافت.
احساس كرد چقدر ابله است كه در مقابل يك نامه سفيد مبلغ گزافي پرداخت كرده، او اغفال شده بود. تصميم گرفت فرار كند. شايد زندگيش در خطر باشد، اما در از بيرون قفل شده بود و هرچه زنگ زد مستخدم نيامد، زنداني شده بود. روي تخت دراز كشيد و پس از كلي پريشاني خواب او را ربود.

فصل 5 : حكايت آموزش ايمان
صبح بعد جوان تنها انديشه اش اين بود كه پي رمرد را بيابد؛ اسرارش را ب او بدهد و چكش را پس بگيرد. به سمت در رفت ديگر قفل نبود. پير مرد را سر ميز صبحانه يافت كه داشت سبكه را به هوا مي‌انداخت. جوان را ديد و گفت فقط 15 بار بلدم به صورتي يندازم كه مي‌خواهم باز 11 ببازم. جوان دريافت كه ديروز كلك خورده، پير مرد گفت من فقط مهارتم را به كار گرفتم بعضي‌ها شرافت را با مهارت اشتباه مي گيرند و اين دو با هم متفاوتند جوان گفت شما به من كلك زديد. دولتمند جواب داد: ان راز دولت است. پير مرد گفت شما بصرت نداريد اين كاملاً طبيعي است، ذهنتان هنوز نابالغ است، هر بار به شك افتادي به ياد بياور كه نبوغ در سادگي است. ابتدا قبول اين موضوع مشكل است، ولي بعد از زماني فهم و ادراكش آغاز مي‌شود.
دقيقاً با تمام وجودم همين اميد را داشتم فهم ـ و ادراك»
پس از شما مي خوهم اندكي ايمان داشته باشي، اگر رازي وجود داشته باشد به خاطر ايمان صاحب مي‌شوي و اگر نه چيزي را از دست نمي‌دهد.

فصل 6 : حكايت آموزش تمركز بر هدف
دولتمند گفت زمان با من بودن محدود است. هر سؤالي داري بپرس اگر مي‌خواهي براستي دولتمند شوي رقمي كه مي خواهي به دست آوري و زماني را كه براي بدست آوردن آن به خود مي‌دهيد روي همان برگه بنويس. تمام كساني كه دولتمند شده‌اند با نوشتن رقم و زمان آن، به آنچه خواستند رسيدند. «اگر نداني به كجا مي‌روي، احتمالاً به هيچ كجا نخواهي رسيد» اكثر مردم از اين اصل بي‌خبرند كه زندگي دقيقاً به همان چيزي را مي دهد كه مي خوهيم، پس به من بگو سال آينده چقدر مي‌خواهي بدست آوري. جوان با اين كه مجاب شده بود، حرف پير مرد درست است، با تأسف گفت نمي دانم، دولتمند گفت: خوب رقمي را بنويس كه دوست داري تا سال آينده داشته باشي. به تو فرصت مي دهم، سپس ساعت شني روي ميز را برگرداند و وقتي‌اخرين دانة شن پايين افتاد هنوز رقم معيني انتخاب نكرده بود. دولتمند پرسيدك خوب! جوان بزرگترين رقمي را كه به ذهنش مي‌رسد اهسته برروي كاغذ نوشت. فقط 000/50 دلار. انتظار داشتم براي بار اول بنويسي 000/500 دار. پس از الآن كاري شروع مي كنيم به نام كاركردن با خويشتن.
از جوان خواست ذهنش را گسترش دهد و رقمي ديگر بنويسد. 000/75 دلار نوشته شد. پيرمرد گفت: درون هر انسان نعي رم است اين شهر هم دقيقاً همان صورتي است كه تصويرش مي كني. با افزايش رقمي كه نوشتي حد و مرز شهر خود را گستردي. بزرگترين محدوديتها، حدودي است كه انسان به خويشتن تحمل مي كند. از اين رو بزرگترين مانع كاميابي، مانعي ذهني است.
پير مرد از جوا خواست اين بار رقمي بسيار جسورانه تر بنويسد. جوان نوشت 000/100 دلار و اعتراف كرد اين حداكثر رقمي است كه مي ـواند تصور كند.
راز هر هدف اين است كه هم جاه طلبانه باشد و هم قابل دسترس اكنون به اتاقت برو و تارخي روز، ماه ، سال زماني را بنويس كه دولتمند شده‌اي و مي‌خواهي همانطور باقي بماني. مادامي كه به آرمان دولمند شدن خو نگرفته‌اي و اين آرمان بخشي از زندگي و دروني‌ترين انيدشه‌هايت نشد. هيچ چيز نمي‌تواند به تو كمك كند تا دولتمند شوي.

فصل 8 : حكايت كشف نفوذ كلام
پير مرد پرسيد: تمرين چطور بود به خير گذشت؟ جوان گفت: بله اما سوالهاي زيادي دارم. اول اينكه چگونه باور كنم كه ظرف مدت كوتاهي دولتمند مي‌شوم در صورتي كه هنوز خيلي جوانم و حتي نمي دانم در چه رشته‌اي مي خواهم مشغول به كار شوم.
پير مرد جواب داد: جواني مانع نيست. افراد بي شماري از توجوانتر دولتمند شده اند مانع عمده بي‌خبري از راز است. يا دانستن و به كار نبستن آن.
جوان گفت: من آماده به كارگيري آن هستم ولي نمي توانم صادقانه خود را مجاب كنم كه دولتمند مي‌شوم. پير مر گفت: طبيعتاً چندي زماني خواهد برد تا آنچه در طول اين سالها بافته‌اي بشكافي.
هرچه منش انسان نيرومند‌تر باشد، انديشه‌هايش قدرتمند تر خواه بود و سريعتر متجلي خواهد شد» هراكلس فيلسوف وباستاني يوناني بر اين باور بود كه: منش يعني تقدير.
خواستن بهترين مايه بقاي انديشه‌هايت است. هرچه خواستن شديدتر باشد خواستة‌هايت با شتابي افزونتر در زندگي متجلي مي‌شود. راه دولتمند شدن خواستن شديد آن است، در هر زمينه زندگي، صميميت و شدت،‌لازمة كاميابي است. آرزوي سوزان لازم است اما كافي نيست آنچه فاقد آني ايمان است و راه كسب ايمان از طريق تكرار كلام است. جوان گفت: فكر مي‌كنم مبالغه مي‌كنيد چطور مي‌توان از طريق جادوي كلام دولتمند شد. پير مرد نامه‌اي به جوان داد تا در تنهايي بخواهند در نامه فقط يك كلمه نوشته شده بود خدا نگهدار امضاء دولتمند ني. همان موقع صداي عجيب از پشت سرش شنيد. كامپيوتري كه تا به حال متوجه آن نشده بود روي صفحه آن اين جمله تكرا شده بود:
فقط يكساعت از زندگي باقي مانده
فقط يكساعت از زندگي باقي مانده
جوان ترسيد. آيا اين يك تهديد بود. آخر مگر من چه آزاري به او رسانده‌ام چرا بايد تهديد به مرگ شوم. همه چيز عجيب بود تصميم گرفت فرار كند اما در اتاق ديگر بار قفل شده بود هرچه فرياد كشيد صدايش به جايي نرسيد. از پنجره متوجه مردي شد كه به ساختمان نزديك مي‌شود. رداي گشاد سياه بر تن و كلاه لبه پهن سايهي بر سر داشت قلب جوان از كار ايستاد به جز قاتلي استخدام شده براي كشتن او چه كسي مي توانست باشد. گويي به دام افتاده بود. چندي بعد در باز و مرد سياه پوش وارد شد. در كمال تعجب دولتمند اني را ديد. با آرامش به مرد جوان نگريست و گفت: حالا جادوي كلام را درك كردي.
وقتي تخيل و منطق با هم در تضادند، همواره تخيل پيروز مي‌شود

فصل 9 : حكايت نخستين اشنايي با دل گل رخ
دولتمند به جوان گفت: كلام بر زندگيمان عميقاً تأثير مي گذارد. انديشه ـ حتي دروغ ـ اگر معتقد باشيم ه راست است مي‌تواند بر ما اثر نهد. نبايد بگذاري مشكلات آنقدر برايت مهم شود كه به تو ضربه بزند.
سفر شايد دراز و دشوار باشد. اما هرگز از آن دست نكش. به تو قول مي هم ارزشش را خواهد داشت.
جهان چيزي جز بازتاب ضمير دروت نيست.
اوضاع و شرايط زندگيت آيينه‌اي است كه تصوير زندگي درونت را باز مي‌نمايد.

فصل 10:‌حكايت تسلط بر ضمير ناهشيار
دولتمند ادامه داد: اگر ايمان داشته باشي كه كاري را به انجام برساني، حتماً انجام مي‌شود.
جوان گفت: نمي‌توانم باور كنم كه پس از 6 سال دولتمند مي‌وشم.
دولتمند: هرچه آن را دروني تر كني، قدرتمند‌تر مي‌شوي، تخيل همان چيزي است كه بعضي مي‌گويند ذهن ناهشيار. بخش نهفته ذهنت است و بسيار قدرتمند تر از بخش هشار، ذهن نيمه هوشيار در برابر نفوذ كلام تأثيرپذير است.
عزم و اراده نيز مي‌تواند بر ذهن نيمه هشيارت اثر بگذارد.
بهترين راه حل تكرار است. اين فن «تلقين به خود» است.
جوان گفت:
خب، فكر مي‌كنم مجابم كرديد كه آن را بيازمايم، اگرچه بايد اين حقيقت را به شما بگويم كه هنوز ظنينم.

فصل 11: حكايت بحث درباره ارقام و قواعد
دولتمند پشت ميز تحرير نشست و كاغذي به جوان داد كه بر رويش نوشته بود:
«
تا پايان اين سال داراييهايي به ارزش 31250 دلار خوهم داشت. هر سال به مدت 5 سال اين دارايي را 2 برابر خواهم كرد، تا .... ميليونر شوم».
و سپس گفت: تو نيز قاعده‌ات مي‌تواند چنين باشد.
بايد هدف‌هاي كوتاه مدت براي بزرگترين هدفت تعيين كني.
مهمترين چيز اين است كه هدف‌هايت را برروي كاغذ بنويسي.
مراقبت فرصتها باش و همين كه فرصتي پيش آمد، بي درنگ آن را بقاپ.
با دست روي دست گذاشتن اضافه حقوقي نمي‌گيري.
پس نبايد دربرداشتن گامهاي لازمي كه تو را به هدفت مي‌رساند ترديد كني.
وقتي برنامه‌ريزي‌ات درست باشد، ذهن ناهوشيارت برايت شگفتيها خواهد آفريد. وقتي به ان دستور بدهي كه 000/10 دلار بر درآمدت بيفزايد، قطعاً ان را اجرا خوهد كرد.
«
زندگي دقيقاض به ما همان چيزي را مي دهد كه از ان انتظار داريم نه كمتر نه بيشتر»

فصل 12 : حكايت يادگيري نيكبختي و زدگي
دولتمند گفت: بيشتر مردم مي خوهند خوشبخت باشند، اما نمي دانند جوياي چيستند. پس ناگزير بي آنكه هيچگاه آن را يافته باشند مي‌ميرند. حتي اگر آن را بيابند، چگونه آن را تشخيص بدهند؟ آنها دقيقاً‌مانند جويندگان دولتمند. به راستي مي‌خواهند دولتمند شوند. اما اگر بي درنگ از آنها بپرسي چقدر مي‌خواهند در سال بدست آورند، بيشتر شان قادر به پاسخ گفتن نيستند. اگر نداني به كجا مي‌روي، معمولاً‌ به جايي نمي‌رسي».
اين از نظر جوان كاملاً مفهوم بود. به طرزي خلع سلاح كننده ساده، به فكر افتاد چرا هرگز پيش از اين به آن نينديشيده بود.
جوان پرسيد: «آيا شما هميشه خوشبخت بوده‌ايد؟»
دولتمند: «ابداً، زماني بود كه يكسر نكبت با ر بودم . انديشه خودكشي نيز به سرم زد اما آنگاه من نيز دولتمند پيري را ملاقات كردم كه تقريباً ‌همن چيزهايي را به من آموخت كه امروز به تو مي‌آموزم. نخست بسيار شكاك بودم، نمي‌توانستم باور كنم كه اين نظريه در مورد من كارگر افتد. اما چون همه چيز را ازموده بومد و هنوز ناموفق بودم و چون چيزي را از دست نمي‌دادم، مشتاق بوم كه بيازمايمش. سي ساله بودم و احساس مي‌كردم عمرم را به هدر مي دهم گويي همه موهبتها از دستم مي‌گريختند.
چندي نگذشت كه ان گونه تفكر را آغاز كردم به عبارت ديگر انقلابي در ذهنم پديد آمد. تقريباً چندي پس از اينكه با خود تكرار كردم. «هر روز از هر جهت، بهتر و بهتر مي‌شوم.»

فصل 13 : حكايت يادگيري بيان خواسته‌ها در زندگي
دولتمند كاغذي به جوان داد و گفت:
هرچه را كه از زندگي مي‌خواهي بنويس. بايد دقيق باشند»
رؤيايت چيست؟ از چه چيز راضي خواهي شد؟ اين بسيار مهم است كه همه جزئيات نوشته شوند. هرچه تصويرت دقيق‌تر باشد، مجالهاي تجلي آنها بيشتر خواهد بود. جزئيات بسيار مهمند، انديشه هايت كه به طوري اسرار آميز و غير منظره و به طور منظم تقويت مي‌شوند، وقعيتهايي را پديد مي‌اورند كه به آنها اجازه مي‌دهدبه واقعيت تبديل شود.
به خاطر داشته باشد «ايمان مي تواند كوهها را جابجا كند» و سپس اهداف ساليان گذشته پيش خود را بر كاغذي كهنه به جوان نشان داد، كه امروز به بهتر شان رسيده بود. و بعد براي قدم زدن به باغ گل سرخ رفتند.

فصل 14: حكايت كشف اسرار باغ گل سرخ
دولتمند گل سرخي چيد و به جوان داد: «بايد هزاران بار اين گل سرخ را بوئيده باشم با اين حال هر بار تجربه‌اي تازه بدست آورده دادم. چون آموخته‌ام اكنون و اينجا زندگي مي‌كنم نه درگذشته و نه در آينده!
مسئله تمركز است. اين تمركز، كليد كاميابي در همة زمينه‌هاي زندگيست.
بايد همه چيز را همانگونه كه هست ببيني. بيشتر مردم گويي در خوابند، گويي نمي‌بينند ذهنشان از خطاها و شكستهايشان و از ترسهاي آينده آكنده است.
گل سرخ مظهر زندگي است، خارهايش نمايانگر راه ترجبه‌اند، ما بايد براي فهم زيبايي هستي تاب آوريم» هرچه ذهنت نيرومندتر باشد، مشكلاتت ناچيزتر خواهد نمود اين منشأ آرامش درون است. پس تمركز كن. كه يكي از بزرگترين كليدهاي كاميابيست» و سپس به سوي خانه گام برداشتند.
دولتمند و جوان سرميز شام نشتند.
جوان گفت: «دوست دارم كسب كار را شروع كنم، اما براي آغاز چگونه پول پيدا كنم؟ آه در بساطم نيست، بانكي را نمي‌شناسم كه وام بگيرم، وثيقه هم ندارم. صاحب هيچ چيز نيستم. جز يك اتومبيل بي ارزش!»
دولتمند گفت كه اين را تكرار نكن، مردم اكثراً بيش از انكه بيازمايند، دست مي كشند! در اوضاع وشرايط كنوني، براي رسيدن به هدفت، اگر واقعاً بخواهي براي گرفتن وامت چه مي كني؟»
جوان گفت: نظري ندارم.
دولتمند: «حتي اصلاً به خاطرت نمي‌رسد از دولتمندي كه تو را تشويق مي‌كند پول بگيري؟
جوان بي درنگ گفت: آيا شما 25000 دلار پول به من قرض مي دهيد؟
دولتمند پول را به جوان داد او از شادماني لبريز شد.
دولتمند گفتك من اين پول را به تو قرض نمي‌دهم بلكه مي‌بخشم. روزي تو نيز بايد آن را به كس ديگري بدهي،‌سالها پس از اكنون، كسي را خواهيد ديد كه در وضعيت امروز توست. از روي شهود او را خواهي شناخت. بايد معادل ارزشي را كه امروز از اين پول دارد به او بدهي.
پير مرد بيرون رفت. جوان خود را تنها يافت. سرش آكنده از انديشه‌ها و دستش سرشار از پولي كه دولتمند به او داده بود.

فصل 15: حكايت لحظه‌اي كه هريك به راه خود مي رود
جوان براي مدتي دراز تنها نماند. مستخدم پايكتي در دست، از راه رسيد: پاكت را به دست جوان داد و گفت: «سرورم اين پاركت را به منمحول كردند تا به شما بدهم. گفتند بايد آن را در خلوت اتاقتان بخوانيد. مي توانيد روزي ديگر را در اينجا بگذرانيد. آنگاه بايد برويد. اين خواسته سرور من است. جوان از او تشكر كرد و بي درنگ به اتاقش رفت. به هر جهت، اين بار احتياطاً در را اندكي باز گذاشت...
پاكت با مومي قرمز به شكل گل رخ مهر شده بود. جوان لبه تخت نشست و به دقت مهر و موم را گشود. از آن رايحه لطيف گل سرخ مي‌تراويد. وصيت نامة دولتمند آني را بيرون كشيد. وصيت نامه خارق‌العاده كه با دست و باحروف درشت شاهوار نوشته شده بود، گويي نفس مي كشيد و سرشار از حيات خود بود. نامه دست نوشته زيباي ديگري با جوهر سياه نيز همراهش بود.
چنين خواند: «اينها آخرين درخواستهاي منند. همه كتابهاي كتابخانه‌ام را براي تو مي‌گذارم. بعضياً معتقدند كه كتابها يكسر بي ارزشند. بر اين اعتقادند كه خود شان جهان را باز مي‌سازند. و چون از دانشي كه در كتابها يافت مي‌شود بهره‌يي نبرده اند، بدبختانه خطاهاي نايكان خود را تكرار مي كنند. به اين طريق، وقت و ثروت هنگفتي را به هدر مي‌دهند.
«
از سوي ديگر، به تله اعتماد به هر آنچه كتابها مي گويند نيفت. نگذار آنان كه پي شاز تو آمده اند به جاي تو بينديشند. فقط چيزي را نگاه دار كه فراسوي گذر زمان است.»
«از نخستين ديدارمان كوشيده‌ام مرواريدهاي فرزانگي را كه توانسته‌ام در طول عمر درازم برچينم به تو برسانم. در اين مدركف چند انديشه را كه نمايانگر ميراث معنوي من است خواهي يافت. مي خوهم آنها ره بدست افرادي هرچه افزونتر برساني. به مردم درباره رويارويي ما و اسراري كه آموخته اي بگو. اگرچه پيش از اين كار، خودت بايد آنها را بيازمايي. شيوه يي كه آزموده نشده و به اثبات نرسيده كاملاً فاقد ارزش است.»
«
در طول شش سال دولتمند خواهي شد. در آن هنگام اين آزادي را خواهي داشت كه براي تسهيم اين ميراث با مردم، گامهاي لازم را برداري.»
«
اكنون بايد بروم گل سرخهانم منتظرند.»
بغض گلوي جوان را فشرد، و لحظه يي در سكوت نشست.
به سوي باغ دويد و ديد كه دولتمند در نيمه راهي كنار بته گل سرخي دراز كشيده است. دستهاي پير مرد روي سينه اش بود و يك شاخه گل سرخ بدست داشت. چهره اش كاملاً آرام بود.

به اميد روزي كه حسابهاي بانكي همتون ودلتون و زندگيتون سرشار از ثروت و نعمت و پاكي و موفقيت باشه .

دوستدار قلباي عاشق و مهربون همتون ( مجتبي )
+ نوشته شده توسط مجتبی در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 9:24 قبل از ظهر |

                                                       قورباغه را قورت بده
خلاصه كتاب قورباغه را قورت بده : نوشته : برايان تريسي

·         
از قديم گفته‌اند اگر اولين كاري كه بايد هر روز صبح انجام بدهي، اين باشد كه قورباغه زنده‌اي را قورت بدهي در بقيه روز خيالت راحت خواهد بود كه سخت‌ترين و بدترين اتفاقي را كه ممكن است در تمام روز برايت پيش بيايد پشت سر گذاشته‌ايد.
قورباغه شما در واقع بزرگترين و مهم‌ترين كاري است كه بايد انجام بدهيد. همان كاري كه اگر الآن فكري به حالش نكنيد به احتمال زياد همين طور براي انجام ان تنبلي خواهيد كرد. ضمناً كار موردنظر همان كاري است كه انجام آن در حال حاضر مي‌تواند بيشترين تأثير مثبت را در زندگي شما بگذارد. قديم‌ها همچنين گفته‌اند:
اگر قرار است دو تا قورباغه را بخوري اول آن يكي را كه زشت تر است بخور!»
حرف آخر اين است:
اگر بايد قورباغه زنده‌اي را بخوري هيچ فايده‌اي ندارد كه مدت زيادي بنشيني و به آن نگاه كني».
با مطالعه و بررسي هرچه بيشتر در مورد مردان و زناني كه درآمد بهتري داشته وسريع‌تر پيشرفت كرده‌اند ويژگي (عمل‌گرايي) به عنوان بارزترين و پايدارترين رفتاري كه آنها در هر كاري از خود نشان مي دهند خودنمايي مي كند. افراد موفق و مؤثر كساني هستند كه مستقيماً به سراغ كارهاي اصلي خود مي‌روند و خود را موظف مي كنند تا به طور مداوم و بدون آنكه ذهنشان منحرف شود به انجام آن كارها ادامه دهند تا آنها را به اتمام برسانند.
(شكست در عمل) يكي از مهمترين مشكلاتي است كه امروزه در سازمان‌ها به چشم مي‌خورد. بسياري از مردم مشغله را با موفقيت اشتباه مي‌گيرند. اين قبيل افراد مدام حرف مي‌زنند، مرتب جلسه تشكيل مي دهند و برنامه هاي فوق‌العاده‌اي را طرح ريزي مي‌كنند،‌اما در نهايت كار مفيدي انجام نمي دهند و به نتايج مطلوب دست پيدا نمي‌كنند.
حداقل 95 درصد از موفقيت شما در زندگي و كار بستگي به عادت‌هاي مختلفي دارد كه به مرور زمان كسب مي‌كنيد،‌عادت تعيين اولويت‌ها، غلبه بر تنبلي مداومت در انجام مهم‌ترين وظايف يك مهارت ذهني و جسمي است.
يكي از به اصطلاح بزرگ‌ترين رازهاي موفقيت اين است كه شما واقعاً مي‌توانيد درخودتان يك «اعتياد مثبت» نسبت به لذتي ايجاد كنيد كه از اطمينان، اعتماد و قابليت حاصل از موفقيت ناشي مي‌شود وقتي اين اعتبار را درخود ايجاد كرديد آن وقت بدون آنكه حتي دربارة آن فكر كنيد زندگي خود را به نحوي سر و سامان خواهيد داد كه مدام كارها و پروژه‌هاي بزرگ‌تري را آغاز كنيد و به انجام برسانيد.
براي ايجاد عادت توجه و تمركز برروي مهم‌ترين كارهاي به سه ويژگي اساسي نياز داريد كه هرسه را مي‌توان يادگرفت.
اين سه ويژگي:            

·          تصميم گيري

·          انضباط

·          اراده              

هستند   . شما تبديل به هماني مي‌شويد كه تجسم مي كنيد»
پس قورباغه را قورت بده!

1 ) سفره را بچينيد
براي موفقيت يك ويژگي هست كه فرد بايد آن را داشته باشد و آن مشخص بودن هدف است. به بيان ديگر فرد بايد بداندن كه چه مي خواهد و شديداً خواستار بدست آوردن آن باشد.
دقيقاً تصميم بگيريد كه چه مي‌خواهيد. روشن بودن در اين امور يك شرط اساسي است. پيش از شروع كار، هدف‌ها و تصميم‌هايتان را بنويسيد.

2 ) براي هر روز از قبل برنامه‌ريزي كنيد
برنامه‌ريزي، آوردن آينده به زمان حال است تا بتوانيد همين الآن كاري براي آن انجام دهيد.
برنامه‌هايتان را روي كاغذ بياوريد. به ازاي هر دقيقه اي كه صرف برنامه‌ريزي مي‌كنيد، به هنگام اجراي آن پنج يا شش دقيقه در وقت خود صرفه جويي خواهيد كرد.
يكي از مهمترين قوانن كارايي فردي «قانون 90/10» است.
اين قانون مي‌گويد:
10%
وقت اوليه آي را كه قبل از شروع كار صرف برنامه‌ريزي و تنظيم فعاليت‌هاي خود مي‌كنيد معادل 90% از وقتي را كه در حين انجام فعاليت‌تا مصرف مي‌كنيد صرفه‌جويي مي كند.

3 )  قانون 20/80 را در همه امور به كار بگيريد
ما هميشه وقت كمي داريم به شرط انكه هم بخواهيم و هم درست از آن استفاده كنيم.
(قانون 20/80‌) يكي از سودمندترين قوانين در زمينه مديريت زمان و زندگي است نام ديگر آن «قانون پارتو» است كه به افتخار بنيان گذار آن پارتو اقتصاددان ايتاليايي نامگذاري شده است. كه در سال 1895 مطرح شده . وي متوجه شد كه جامعه‌اي كه در آن زندگي مي كند مردم را مي‌توان به طور طبيعي به دو دستته تقسيم كرد: گروه اول كه وي به آنها «اقليت بسيار مهم» مي‌‌گويد جزء 20% افرادي هستند كه از نظر اقبتصادي و اثر بخشي در صدر قرار دارند. گروه دوم كه وي به آنها «اكثريت كم اهميت» مي‌گويد 80% را تشكيل مي‌دهند كه در سطح پايين جامعه قرار دارند.
وي بعدها كشف كرد كه عملاً تمام فعاليت‌هاي اقتصادي تابع اين قانون هستند، به عنوان مثال:
80%
از نتايجي كه شما به دست مي‌آوريد نتيجة 20% از فعاليتهاي شماست.

4 )  پيامد كارها را درنظر داشته باشيد:
ميزان بزرگي و موفقيت هر فرد بستگي به اين دارد كه تا چه حد مي‌تواند همه نيروهاي خود را در يك كانال واحد بريزد .
مهم‌ترين و ضروري‌ترين كارهاي شما آنهايي هستند كه مي‌توانند بيشترين تأثير را چه مثبت و چه منفي روي كار و زندگي شما بگذارند. به جاي تمركز روي ساير كارها، تمام توجهتان را معطوف به اين نوع كارها كنيد.

5 ) روش الف ب پ را مدام به كار بگيريد
نخستين قانون موفقيت تمركز است. يعني همه نيروهاي خود را روي يك نقطه متمركز كنيد، مستقيماً به سراغ همان نقطه برويد و به چپ و راست منحرف نشويد.
قبل از شروع ليستي از كارهايتان تهيه كنيد و سپس آها را از نظر ارزش و ضرورت اولويت بندي كنيد تا مطمئن شويد كه هميهش در حال انجام مهم‌ترين كارهايتان هستيد.


6 ) روي اهداف اصلي تمركز كنيد
وقتي همه نيروهاي جسمي و ذهني متمركز شوند توانايي فرد براي حل مشكلات به طور حيرت انگيزي چند برابر مي‌شود».
نتايجي را كه بايد قطعاً از كارتان بدست آوريد تا بتوانيد بگوئيد كه به خوبي از عهده كار برآمده ايد مشخص كنيد و در تمام مدت قاطعانه به دنبال به دست آوردن آنها باشيد.

7 ) به قانون تشخيص ضرورت عمل كنيد
تمركز در معناي اصلي و درست كلمه توانايي، دقت و توجه ذهن روي يك موضوع واحد است.
هيچ وقت براي انجام همه كارها وقت كافي وجود ندارد اما هميشه براي انجام مهم‌ترين كارها وقت كافي هست.
كارهاي مهم را اول انجام دهيد و كارهايي را كه در اولويت نيستند اصلاً انجام ندهيد.

8 ) پيش از شروع، مقدمات كار را كاملاً فراهم كنيد:
ميزان كارايي شما هرچه باشد، توانايي‌هاي بالقوه شما بيشتر از آن است كه تا كنون به فعل درآمده است .
آمادگي تمام و كمال قبل از شروع كار مانع عملكرد ضعيف مي‌شود.

9 ) هميشه يك شاگرد باقي بمانيد
تنها ابزار موفقيت كه قطعاً به آن نياز داريد، صرف نظر از اينكه كارتان چيست، اين است كه بيشتر و بهتر از آنچه از شما انتظار مي‌رود كارايي داشته باشيد و خدمات عرضه كنيد .
هرچه در ارتباط با كارهاي ضروري و مهم‌تان دانش و مهارت بيشتري به دست آوريد، مي‌توانيد سريع‌تر آنها را شروع كنيد و زودتر به اتمام برسانيد.

10 ) استعدادهاي منحصر به فرد خود را تقويت كنيد
در كار خودتان را انجام دهيد، اما نه فقط در حد وظيفه بلكه اندكي بيشتر و از روي سخاوت. همين مقدار اندك به اندازه تمام كار ارزش دارد».
دقيقاً مشخص كنيد چه كاري است كه در حال حاضر خيلي خوب انجام مي‌دهيد يا در آينده مي‌توانيد خيلي خوب انجام دهيد، سپس تمام توان خود را در انجام آن به كار گيريد.

11 ) محدوديت‌هاي اصلي خود را مشخص كنيد
تمام افكار خود را روي كاري كه داريد انجام مي دهيد متمركز كنيد. پرتوهاي خورشيد تا متمركز نشوند نمي سوزانند»
محدوديت ها و يا عوامل بازدارنده دروني و بيروني خود را مشخص كنيد. عواملي كه سرعت شما را در دست يابي به مهم‌ترين هدف‌هايتان تعيين مي كند. سپس تمركزتان را به از بين بردن اين محدوديت‌ها معطوف كنيد.

12 ) هر بار يك قدم به جلو برويد
افرادي هم كه توانايي متوسطي دارند مي‌توانندكارهاي بزرگ انجام دهند، اگر هر بار تمام نيروي خود را به طور خستگي ناپذير روي يك چيز متمركز كنند»
يك ضرب آ لمثل قديمي انگليسي مي‌گويد: «يك متر يك متر سخت است ولي يك سانت يك سانت مثل آب خوردن.
طي كردن راهي كه هزاران فرسنگ است با برداشتن يك قدم آغاز مي‌شود»

13 ) خودتان را تحت فشار بگذاريد
نخستين شرط لازم براي موفقيت اين است كه نيروهاي جسمي و ذهني خود را به طور پيوسته و خستگي ناپذير روي يك مسئله متمركز كنيد»
هميشه تصور كنيد كه يك ماه ديگر بايد شهر را ترك كنيد، طوري كار كنيد كه گويا مجبور هستيد قبل از ترك شهر تمام كارهاي اصلي تان را به اتمام برسانيد.

14 ) قدرت‌هاي فردي خودرا حداكثر برسانيد
تمام سرمايه‌هاي خود را يك جا جمع كنيد، همه استعدادهاي خود را گرد آوريد، تمام نيروهاي خود را آرايش دهيد، و همه توانايي‌هاي خود را براي تسلط روي حداقل يك زمينه كاري متمركز كنيد»ـ
اوقاتي از روز را كه از نظر ذهني و جسمي كارايي بيشتري داريد مشخص كنيد و مهم‌ترين و ضروير‌ترين كارهايتان را در اين اوقات انجام دهيد. به اندازه كافي استراحت كنيد تا بتوانيد بيشترين بازدهي را داشته باشيد.

15 ) خودتان را به فعاليت ترغيب كنيد
بالاترين لذت‌ها در شور و شوقي است كه انسان را به ماجراجويي‌ها و پيروزي‌هاي بزرگ و فعاليت‌ها خلاقه وادار مي‌كند.  
خودتان مشوق خودتان باشيد. در هر شرايط يا موقعيتي به دنبال كسب نتايج خوب باشيد. به جاي تمركز بر مشكلات به دنبال راه حل بگرديد. همواره فردي خوش بين وسازنده باشيد.

16 ) روش تنبلي سازنده را تمرين كنيد
مدام براي انجام وظايف و كارهاي اصلي خود وقت ايجاد كنيد. هر روز براي انجام كارهاي فردا برنامه‌ريزي كنيد. چند كار كوچك را كه بايد حتماً انجام شوند همان اول صبح انجام دهيد. سپس بلافاصله به سراغ وظايف اصلي و مهم برويد و كار را تا به اتمام رساندن آنها ادامه دهيد».
هيچكس نمي‌تواند همه كارها را انجام دهد. بنابراين بايد يادبگيريد كه از روي عمد در انجام برخي از كارهايي كه از ارزش و اهميت كمتري برخوردار هستند تنبلي كنيد. با اين كار خواهيد توانست وقت كافي براي معدود كارهايي كه واقعاً مهم هستند ايجاد كنيد.

17 ) اول سخت‌ترين كار را انجام دهيد
هرچه بيشتر عمر مي‌كنيم بيشتر اطمينان پيدا مي كنم كه تفاوت عمده انسانها، تفاوت بين انسانها ضعيف و قوي، بين انسان بزرگ و كوچك ميزان توانايي يا اراده استوار و خلل‌ناپذير آنهاست. به اين معني كه انسان قدرتمند هنگامي كه هدفي را براي خود مشخص مي‌كند دو راه بيشتر پيش رو ندارد: يا مرگ يا پيروزي»
روزتان را با سخت‌ترين كار آغاز كنيد. كاري كه مي‌توانيد بزرگترين تأثير را بر خودتان و حرفه‌تان بگذارد. و تا وقتي كه آن را تمام نكرده‌ايد دست از كار نكشيد.

18 ) كار را به قسمت‌هاي كوچك‌تر تقسيم كنيد
هر كاري در ابتدا مانند يك نخ نازك است. اما هر بار كه يك عمل را تكرار مي كنيم ما اين نخ را ضخيم‌تر مي كنيم و با تكرار عمل نهايتاً اين نخ تبديل به طناب ضخيم و بلندي مي‌شود كه براي هميشه به دور فكر و عمل ما مي‌پيچد».
كارهاي بزرگ و پيچيده را به قطعات كوچكتر تقسيم كنيد و سپس هر بار يك قسمت از ار را شروع كنيد و به اتمام برسانيد.

19 ) وقت بيشتري ايجاد كنيد
هيچ چيز به اندازه تمركز انرژي روي تعداد محدودي از هدف‌ها به زندگي تان توان و نيروي بيشتر نمي دهد».
برنامه روزانه خود را روطي تنظيم كنيد كه به صورت طولاني مدت هر روز وقت كافي براي تمركز كامل روي كارهاي مهم و اصلي داشته باشيد.

20 )  سرعت انجام كار را افزايش دهيد
 منتظر نمانيد. زمان مناسب تر از اكنون وجود ندارد. از همين قطه اي كه ايستاده ايد با همين ابزار و امكاناتي كه در اختيار داريد كار را ادامه دهيد. همين طور كه پيش مي‌رويد. ابزارها و امكانات بهتر و مناسبب‌تر را پيدا مي كنيد».
عادت كنيد كارهاي اصلي خود را سريع‌تر انجام دهيد. به عنوان فردي كه كارها را سريع و دقيق‌ انجام مي دهد مشهور شويد.


21 ) هربار يك كار مهم انجام دهيد:
راز قدرت واقعي در اين است، با تمرين كردن مداوم ياد بگيريد كه چطور توانايي‌هاي خود را هدر ندهيد و در لحظه آنها را بر يك نقطه متمركز كنيد»
كارهاي ضروري تان را دقيقاً مشخص كنيد. سريعاً كار را شروع كنيد و سپس بدون توقف تا انجام 100% كار را پيش ببريد. اين رمز واقعي افزايش كارآيي و بهره‌وري فردي است .

آرزومند لبخندهاي عاشقونه شاد روي لبهاي قشنگ همتون ( مجتبي )
+ نوشته شده توسط مجتبی در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 7:13 قبل از ظهر |

 

 

مختصری درباره ی آقای برایان تریسی

- آقای تریسی در طی سی سال به هشتاد کشور دنیا سفر کرده است تا دلایل حقیقی این پرسش را بیابد که چرا وقایع به صورتی که هستند اتفاق می افتند ؟.
او پاسخ ها را به صورت قوانینی خلاصه کرد ، که سال های زیادی است در دنیا افراد مختلف با بکار گرفتن این اصول و قوانین به موفقیت و خوشبختی ، در زندگی خود رسیده اند . برایان تریسی با همسرش باربارا و چهار فرزندشان در سانتیاگو واقع در ایالت کالیفرنیا زندگی می کند . وی همچنان مشغول نوشتن و آموزش این اصول پایدار به جهانیان است .

 


120 قانون طبيعي و جهاني موفقيت

1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد
.

2- قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید .

3- قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .

4- قانون رابطه ی مستقیم
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .

5- قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
- باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
- آنها را از بین ببرید .

6- قانون ارزش ها
نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .
آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است .

7- قانون انگیزه
هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است :
- تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها .
- مشخص کردن انگیزه ها .

8- قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .

9- قانون انتظارات
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند .
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .

10- قانون تمرکز
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .

11-
قانون عادت
حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .
شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .

12- قانون جذب
شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت .
شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .

13- قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است .
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .

14- قانون تفکر مثبت
 برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است .
شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .

15- قانون تغییر
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است .
کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن .

16- قانون کنترل
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید .
سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید .

17- قانون مسئولیت
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید .
مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست .

18- قانون پاداش
عالم در نظم  و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید .
همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید .

19- قانون خدمت
پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد .
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و توانایی های خود را افزایش دهید ، در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست می آورید .

20- قانون تاثیر تلاش
همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست .
هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید .
هیچ راه میانبری وجود ندارد .

21-
قانون آمادگی
شانس در واقع به هم پیوستن موقعیت و آمادگی است . عملکرد خوب نتیجه ی آمادگی کامل است که مراحل کسب آن اغلب از هفته ها ، ماه ها و سال ها قبل آغاز می شود .
در هر حوزه ای موفق ترین افراد آنهایی هستند که همواره در مقایسه با افراد نا موفق وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کار می کنند .

22- قانون حد توانایی
هیچ وقت برای انجام همه ی کارها وقت کافی وجود ندارد ولی همیشه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی است .
هر جه بیشتر کار کنید کارایی بیشتری پیدا می کنید . اما اگر بخواهید بیش از حد حد توانتان انجام امور مختلف را به عهده بگیرید نتیجه ای جز این نخواهد داشت که بفهمید توانایی شما برای انجام کارها حدی دارد .

23- قانون تصمیم
مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است .
در زندگی شما هر جهشی در جهت پیشرفت ، هنگامی حاصل می شود که در موردی تصمیم روشنی گرفته باشید .

24- قانون خلاقیت
ذهن شما می تواند به هر چیزی که برایش قابل درک باشد و آن را باور داشته باشد دست یابد .
هر نوع پیشرفتی در زندگی تان با یک ایده آغاز می شود و چون توانایی شما در خلق ایده های جدید نا محدود است آینده ی شما نیز محدودیتی نخواهد داشت .

25- قانون انعطاف پذیری
در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید ، اما در مورد روش دستیابی به آنها انعطاف پذیر باشید .
در عصر تحولات سریع ، رقابت شدید و کهنه شدن مدام همه چیز ، انعطاف پذیری و سازگاری از شرایط اساسی موفقیت است .

26- قانون استقامت
معیار ایمان به خود ، توانایی استقامت در برابر سختی ها ، شکست ها و نا امیدی هاست .
استقامت ویژگی اساسی موفقیت است . اگر شما به اندازه ی کافی استقامت کنید ، طبیعتا سرانجام موفق می شوید .

27- قانون صداقت
خوشبختی و داشتن عملکرد عالی هنگامی به سراغ شما می آید که تصمیم بگیرید هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی کنید .
همیشه با آن بهترین ِ بهترین ها که در درون شماست صادق باشید .

28- قانون احساس
شما در فکر کردن ، درک کردن و تصمیم گرفتن صددرصد احساسی عمل می کنید . با احساستان تصمیم می گیرید و با عقلتان توجیه می کنید .
از آنجایی که کنترل افکارتان در دست خودتان است ، خوشبختی شما نیز بستگی به میزان اراده ی شما در کنترل افکارتان دارد .

29- قانون خوشبختی
کیفیت زندگی تان را احساس شما در هر لحظه تعیین می کند و احساس شما را تفسیر شما از وقایع پیرامونتان تعیین می کند نه خود وقایع .
هرگز برای اینکه تجربه ی خوشی از دوران کودکی داشته باشید دیر نیست . کافی است گذشته را مرور کنید و روشی را که برای تفسیر تجربیات خود داشته اید تغییر دهید .

30- قانون جایگزینی
ذهن خودآگاه شما در آن واحد فقط می تواند یک فکر را در خود جای دهد ، یا مثبت یا منفی . شما می توانید با جایگزین کردن افکار مثبت به جای افکار منفی به خوشبختی دست پیدا کنید .
ذهن مانند باغی است که در آن یا گل می روید یا علف هرز .

31-
قانون اظهار
هر گفته ای تاثیری به جا می گذارد . وقتی چیزی را با حالتی سرشار از احساس به خودتان می گویید ، افکار ، ایده ها و رفتارهایی هماهنگ با همان کلمات بوجود می آید .
فقط راجع به چیز هایی فکر کنید که طالب آن هستید و راجع به آنچه که طالب آن نیستید فکر نکنید .

32- قانون عکس العمل
افکار و احساسات شما تعیین کننده ی اعمال شماست و اعمال شما نیز به نوبه ی خود تعیین کننده ی افکار و احساسات شماست .
اگر برخوردی مثبت ، خوشایند و خوش بینانه داشته باشید ، فردی مثبت ، خوشایند و خوش بین خواهی شد .

33-  قانون تجسم
دنیای پیرامون شما تصویری از دنیای درون شماست . تصاویر ذهنی که به آن مشغول هستید افکار ، احساسات و رفتار شما را تحت تاثیر قرار می دهد .
هر چیزی که به روشنی و با تمام وجود تجسم کنید نهایتا در زندگی شما به واقعیت می پیوندد .

34- قانون تمرین
هر چیزی را که مرتبا تمرین کنید تبدیل به یک عادت جدید می شود . شما می توانید رویکرد ها ، توانایی ها و کیفیات خوشبختی و موفقیت را در خود بپرورانید ، به این صورت که قوانین موفقیت را برای خود آنقدر تکرار کنید تا جزئی از شخصیت شما شوند .

35- قانون تعهد
کیفیت عشق و طول مدت یک دوستی رابطه ی مستقیم با عمق تعهد هر دو نفری دارد که می خواهند با یکدیگر رابطه ی موفقی داشته باشند .
نسبت به کسانی که برایشان اهمیت زیادی قایل هستید از صمیم قلب و بی قید و شرط متعهد باشید .

36- قانون ارزش
شما همیشه به سوی کسانی که با شما ارزش ها ، باورها و اعتقادات مشترکی دارند و با آنها توافق دارید ، جذب می شوید .
عشق کور نیست .

37- قانون تفاهم
میزان تفاهم شما با هر کس بستگی به این دارد که تا چه حد ارزش ها ، رویکردها ، هدف ها و باورهای مشترکی دارید .

38- قانون ارتباطات
کیفیت روابط شما را ، کیفیت و کمیت ارتباطات شما با دیگران تعیین می کند .
ایجاد و حفظ روابط خوب نیاز به صرف وقت دارد .

39- قانون توجه
شما به چیزی توجه می کنید که آن را بسیار دوست دارید و برایش ارزش قائل هستید .
با دقت گوش کردن به دیگران باعث می شود بفهمند که شما آنها را دوست دارید و این کار باعث ایجاد اطمینان می شود ، یعنی همان چیزی که اساس یک ارتباط دوستانه است .

40- قانون عزت نفس
هر کاری که در زندگی انجام می دهید برای حفظ یا افزایش عزت نفس است . شما در کنار کسی احساس خوشبختی می کنید که باعث می شود احساس کنید فردی ارزشمند و مهم هستید .
هر چه بیشتر سعی کنید که عزت نفس را در دیگران افزایش دهید خودتان را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و برای خودتان احترام بیشتری قائل خواهید شد .

41
- قانون تلاش غیرمستقیم
در روابط با دیگران غیر مستقیم عمل کردن بیشتر باعث موفقیت می شود . برای اینکه یک دوست خوب داشته باشید باید یک دوست خوب باشید . اگر می خواهید روی دیگران تاثیر بگذارید باید شما هم از دیگران تاثیر بگیرید .
برای ایجاد و حفظ روابط دوستانه باید اول خودتان یک فرد دوست داشتنی باشید .

42- قانون تلاش معکوس
هر چه بیشتر تلاش کنید که به زور رابطه ی خوبی با دیگران ایجاد کنید کمتر موفق خواهید شد .
برای ایجاد یک رابطه ی خوب کافی است فقط راحت باشید ، خودتان باشید و از لحظاتی که با دیگران هستید لذت ببرید .

43- قانون هویت
حساسیت بیش از حد یا شخصی کردن مسائل یکی از دلایل اصلی بروز مشکل در برقراری روابط با دیگران است .
فقط از طریق غیرشخصی کردن ، جدا کردن خود از مسائل و داشتن یک نگرش عینی و واقع بینانه می توانید خوب عمل کنید و با دیگران روابط موثر برقرار سازید .

44- قانون بخشش
سلامت روانی شما دقیقا بستگی دارد به اینکه تا چه حد می توانید کسانی را که با اعمالشان به نحوی به شما آسیب رسانده اند براحتی ببخشید .
بسیاری از ناراحتی ها و بدبختی ها ناشی از ناتوانی در بخشیدن دیگران است . این عدم توانایی منجر به مقصر شمردن دیگران و احساس کینه و نفرت نسبت به آنها می شود .

45- قانون پذیرش واقعیت
مردم تغییر نمی کنند . آنها را همان طور که هستند بپذیرید. سعی نکنید دیگران را عوض کنید یا انتظار داشته باشید تغییر کنند . شما نتیجه ی نگرش خودتان را می بینید .
کلید داشتن روابط خوب با دیگران ؛ پذیرش آنها به همان صورتی است که هستند .

46- قانون کم کوشی
بشر سعی می کند آنچه را که می خواهد با کمترین تلا ش ممکن بدست آورد . همه ی پیشرفت های بشر در زمینه ی تکنولوژی در واقع راه های دستیابی به بیشترین برون داد با کمترین درون داد است .
بنابراین همه ی افراد بشر اساسا تنبلند و همواره به دنبال آسان ترین راه ممکن برای انجام کارها هستند .

47- قانون حداکثر
بشر همیشه سعی می کند در قبال صرف وقت ، پول ، تلاش یا احساس خود بیشترین نتیجه را حاصل کند . در انتخاب بین کمتر یا بیشتر ، ما همیشه بیشتر را انتخاب می کنیم .
بنابراین ، ما مردم اصولا در انجام هر کاری حریص هستیم . این ویژگی فی نفسه نه خوب است و نه بد . این فقط یک واقعیت است .

48- قانون مصلحت
شما همیشه سعی می کنید در سریعترین زمان ممکن و با آسانترین راه به هدف هایتان برسید و کمتر به عواقب این کار توجه دارید .
شما در هر کاری که انجام می دهید تمایل دارید که از روشی استفاده کنید که دردسر و مشکلات کمتری ایجاد کند .

49- قانون دوگانگی
شما برای هر کاری که انجام می دهید همیشه یکی از این دو دلیل را ارائه می دهید :
- دلیلی که درست به نظر می رسد
- دلیل واقعی
دلیلی که درست به نظر می رسد دلیلی احترام برانگیز و ظاهرا شرافتمندانه است . اما دلیل واقعی این است که راهی که انتخاب کرده اید در حال حاظر سریعترین و آسان ترین راه برای رسیدن به اهداف شماست .

50- قانون انتخاب
هر کاری که انجام می دهید بر اساس ارزش های غالب در آن لحظه است . حتی هیچ کاری نکردن هم نوعی انتخاب است .
هر جا که هستید و هر کسی که هستید به دلیل انتخاب ها و تصمیم هایی است که تا این لحظه گرفته اید .

51-
قانون ارزش واقعی
ارزش هر چیز در چشم بیننده است . برای هیچ چیز ارزش از پیش تعیین شده ای وجود ندارد . میزان ارزش هر چیز بهایی است که کسی حاضر است برایش بپردازد .
کسی که حاضر است در مقایسه با دیگران بالاترین بها را برای چیزی بپردازد ارزش نهایی آنرا تعیین می کند .

52- قانون تعجیل
شما همیشه ترجیح می دهید که زودتر به آرزوهایتان برسید تا دیرتر .
به همین دلیل است که در تمام عرصه های زندگی تان بی قرار هستید .

53- قانون ارزش نهایی
تعیین کننده ی بهای اصلی هر محصول اینست که آخرین مشتری ها برای آخرین اقلام باقی مانده ی آن ، چقدر حاضرند بپردازند .

54- قانون عرضه و تقاضا
هنگامی که مقدار کالا یا مواد اولیه محدود است ، افزایش قیمت منجر به کاهش تقاضا می شود و برعکس .
تشویق باعث افزایش و تنبیه باعث کاهش می شود . در فعالیت های تولیدی ، مالیات و مقررات در حکم تنبیه عمل می کنند و در فعالیت های غیر تولیدی ، سود و مزایا به عنوان پاداش عمل می کند .

55- قانون کهن (Kohen)
همه چیز قابل بحث و مذاکره است .
چه در خرید و چه در فروش ، هر پیشنهاد قیمت یا شرایطی از سوی یکی از طرفین معامله در صورتی بهترین پیشنهاد است که بازار ، آنرا بپذیرد .
همیشه برای رسیدن به قیمت بهتر صحبت کنید .

56- قانون داوسن (Davson)
اگر بدانید چگونه به بهترین نحو وارد مذاکره شوید ، همیشه می توانید معامله ی بهتری انجام دهید .
همیشه بیشتر از آنچه در نظر دارید مطالبه کنید . هرگز اولین قیمت پیشنهادی را نپذیرید . عجله نکنید و سپس قیمت بهتری را درخواست کنید .

57- قانون تعیین مهلت
تعیین مهلت یکی از جنبه های ضروری معامله است . هرگاه پیشنهادی می دهید ، برای رد یا قبول آن مهلتی تعیین کنید .
اما اگر طرف مقابل برای شما مهلتی تعیین کند ، کافی است بگویید : " اگر فقط همین قدر وقت دارم جواب من منفی است " .

58- قانون شرایط پرداخت
شرایط پرداخت یک معامله از سایر شرایط ، حتی از قیمت مهمتر است .
شما معمولا می توانید هر قیمتی را بپذیرید اگر شرایط پرداخت مطلوب باشد .

59- قانون آمادگی
80% موفقیت در معاملات بستگی به این دارد که تا چه حد از قبل خود را آماده کنید .
قبل از معامله حتما اطلاعات لازم را جمع آوری کنید ، کارهای مقدماتی را انجام دهید و از صحت فرضیات خود اطمینان حاصل کنید .

60- قانون جابجایی
قبل از معامله خود را به جای طرف مقابل بگذارید و پیش بینی کنید که او قصد دارد چگونه معامله را پیش ببرد .
هنگامی که از موقعیت طرف مقابل درک درستی پیدا کردید ، بهتر خواهید توانست معامله را به نفع خود به انجام برسانید .

61-
قانون اشتیاق
از طرفین معامله ، آنکه از خود اشتیاق بیشتری نشان می دهد امکان کمتری برای بدست آوردن بهترین قیمت دارد .
شما تنها در صورتی می توانید معامله را انجام دهید که بتوانید در صورت نامطلوب بودن قیمت از خیر معامله بگذرید .

62- قانون عمل متقابل
مردم ذاتا عادل هستند و حاضرند در مقابل لطفی که به آنها می کنید متقابلا پاداش شما را بدهند .
در معامله با دادن امتیازات کوچک می توانید در عوض امتیازات بزرگتری بدست آورید .

63- قانون عدم ختم معامله
هیچ معامله ای تمام شده نیست . اگر اطلاعات جدیدی بدست آوردید که باعث شد از شرایط معامله راضی نباشید از طرف دیگر معامله بررسی مجدد شرایط را تقاضا کنید .

64- قانون وفور نعمت
ما در جهانی سرشار از نعمت زندگی می کنیم ، جهانی که در آن گنجینه ی عظیمی از ثروت برای تمام کسانی که طالب آن هستند وجود دارد .
برای دستیابی به استقلال مالی همین امروز برای افزایش ثروت خود تصمیم بگیرید و سپس همان کاری را انجام دهید که دیگران پیش از شما برای رسیدن به همین هدف انجام داده اند .

65- قانون معاوضه
پول وسیله ی معاوضه ی خدمات و تولیدات یک نفر است با خدمات و تولیدات شخص دیگر .
میزان درآمد شما در هر زمان بازتاب ارزشی است که دیگران برای کار شما قائل هستند .

66- قانون سرمایه
سرمایه عبارت از دارایی هایی است که می توان برای تولید پول نقد از آن استفاده کرد . باارزش ترین دارایی شما توانایی کسب درآمد است .
منابع جسمانی ، ذهنی و عقلانی شما که مرتبا در حال رشد و تغییر است سرمایه ی شخصی شماست .

67- قانون پس انداز
همیشه اول از همه حق خودتان را بدهید . آزادی مالی از آن کسانی است که همیشه حداقل ده درصد از درآمد خودرا پس انداز می کنند .
اگر نمی توانید پول پس انداز کنید ، استعداد ثروتمند شدن ندارید .

68- قانون نگهداری
اینکه چقدر درآمد داریم مهم نیست ، بلکه نکته ی مهم اینست که چه مقدار از آن را می توانید نگه دارید .
افراد موفق وقتی که درآمد خوبی دارند پس انداز می کنند و در نتیجه وقتی درآمد کمی دارند پشت گرمی مالی دارند.

69- قانون پارکینسون
مخارج معمولا آنقدر افزایش پیدا می کند تا اینکه به میزان درآمد برسد.به همین دلیل است که اکثر مردم هنگام بازنشستگی فقیر هستند.
برای اینکه ثروتمند شوید باید مخارجتان کمتر از درآمدتان باشد و باقیمانده را پس انداز کنید.

70- قانون سرمایه گذاری
قبل از سرمایه گذاری تحقیقات لازم را به عمل آورید.هنگامی که مشغول انجام تحقیقات مقدماتی برای سرمایه گذاری هستید وقت کافی صرف این کار کنید،
درست همانطور که پس از سرمایه گذاری برای پول درآوردن وقت صرف می کنید.
هرگز خود را بطور ناگهانی درگیر یک سرمایه گذاری غیر قابل برگشت نکنید.

71-
قانون بهره ی مرکب
جمع آوری پول و افزایش دادن آن از طریق بهره ی مرکب، که هم به اصل سرمایه و هم به سود آن تعلق می گیرد، شما را ثروتمند می کند.
رمز دست یابی به استقلال مالی از طریق پس انداز این است که پول را کنار بگذارید و هرگز به هیچ دلیلی به آن دست نزنید.

72- قانون برآیند
موفقیت مالی بزرگ برآیند صدها، بلکه هزارها، تلاش کوچک است که ممکن است هرگز توسط کسی دیده یا تحسین نشده باشد.
برای ثروتمند شدن هیچ راه سریع یا آسانی وجود ندارد.

73- قانون جذب
جمع آوری پول موجب می شود که پول بیشتری به سوی شما جذب شود.
در حین جمع آوری پول ، تفکر مثبت در مورد آن شما را تبدیل به چیزی شبیه آهن ربا می کند، با این تفاوت که شما پول را به سوی خود جذب می کنید.
 
74-
قانون اشتیاق
برای ثروتمند شدن باید اشتیاق شدیدی برای این کار داشته باشید . اشتیاقی اندک یا علاقه ای مختصر کافی نیست.
شدت علاقه ی خود را می توانید با مشاهده ی فعالیتهای خود بسنجید . آیا این فعالیتها با ثروتمند شدن هماهنگی دارد یا نه؟

75- قانون هدف
قطعیت هدف نقطه ی آغاز ثروتمند شدن است. برای ثروتمند شدن باید تصمیم بگیرید که دقیقا چه می خواهید. آن را یادداشت کنید و سپس برای دست یابی
به آن برنامه ریزی کنید . تمام مردمان موفق افکارشان را روی کاغذ می آورند.

76- قانون ثروتمند کردن
تمام ثروت های پایدار از طریق ثروتمند کردن دیگران از راه های مختلف بوجود می آید.
هر چه بیشتر تمرین کنید که در بالا بردن کیفیت زندگی دیگران سهیم شوید ثروتمند شدن شما بیشتر تضمین می شود.

77- قانون کارآفرینی
مطمئن ترین راه برای ثروتمند شدن این است که کار موفقی را برای خود طرح ریزی کنید و به مرحله ی اجرا درآورید . هیچکس با کار کردن برای دیگران ثروتمند
نمی شود. تولیدات یا خدمات شما کافی است تنها ده درصد بهتر از رقیبانتان باشد تا راه را برای ثروتمند شدن شما هموار کند.

78- قانون خودساختگی
بهترین و مطمئن ترین راه برای راه اندازی یک کار جدید این است که بدون سرمایه یا با مقدار اندک شروع کنید ، و سپس مرحله به مرحله با استفاده از سود
حاصله پیش بروید. کسانی که با پول خیلی کم شروع می کنند در مقایسه با کسانی که با پول خیلی زیاد شروع می کنند احتمال موفقیت بیشتری دارند.

79- قانون آمادگی برای شکست
آمادگی شما برای شکست خوردن ، تنها معیار واقعی تمایل شما برای ثروتمند شدن است.
شکست پیش نیاز موفقیت بزرگ است . اگر می خواهید سریع تر موفق شوید آمادگی شکست خود را دو برابر کنید.

80- قانون ریسک
در هر کاری ، بین میزان ریسک پذیری و احتمال شکست رابطه ی مستقیم وجود دارد.
کارآفرینان موفق کسانی هستند که برای سود بیشتر خطرات کار را تجزیه تحلیل می کنند و به حداقل می رسانند.

81-
قانون خوش بینی نابجا
خوش بینی بیش از حد مانند شمشیر دو دم است که میتواند هم به شکست و هم به موفقیت منجر شود.
در تجارت ، هر کاری دو برابر آنچه فکر می کنید هزینه دارد و سه برابر مدت زمانی که پیش بینی می کنید به طول می انجامد.

82- قانون ثبات قدم
اگر در راه ثروتمند شدن به اندازه ی کافی ثبات قدم داشته باشید، بدون تردید موفق خواهید شد.
موانعی که در حین کار ظاهر می شود پلکان موفقیت شما است به شرط آنکه از هر ناامیدی و شکستی درس بگیرید.

83- قانون هدف تجارت
هدف اساسی تجارت پیدا کردن و حفظ مشتری است و در هر تجارتی کلیه ی فعالیتها باید بر این هدف متمرکز باشد.
سود نتیجه ی پیدا کردن و حفظ مشتری با روشی مقرون به صرفه است.

84- قانون سازمان
یک موسسه ی تجاری مرکب از گروهی از افراد است که برای تنها هدف خود که همان پیدا کردن و حفظ مشتری است تشکیل شده است .
وجود هر کدام از کارکنان باید برای انجام وظایف موسسه ضروری باشد.

85- قانون رضایت مشتری
در تجارت هر کسی مشغول حفظ رضایت مشتری است و همیشه حق با مشتری است.
مشغولیت ذهنی تاجران موفق ارائه ی خدمات بهتر به مشتری است.

86- قانون مشتری
مشتری همیشه به دنبال بهترین و بیشترین است با پایین ترین قیمت ممکن.
یک برنامه ریزی خوب تجاری ایجاب می کند که شما همواره به منافع شخصی مشتری توجه و بر آن تاکید داشته باشید.

87- قانون کیفیت
کیفیت آن چیزی است که مشتری می گوید و مشتری است که در مورد ارزش کالا یا خدمات تصمیم می گیرد.
توانایی شما در افزودن ارزش به محصولات و یا خدمات خود تعیین کننده ی موفقیت شما در بازار است.

88- قانون کهنگی
هر چیزی که مورد استفاده قرار گیرد کهنه خواهد شد.
محصولات یا خدمات امروز بدلیل تکنولوژی پویا و رقابت از همان ابتدا در فرآیند کهنه شدن قرار می گیرد.
معجزه ی جدید یا محصول جدید شما که قرار است به بازار بیاید چیست؟

89- قانون ابتکار
برای شروع راه موفقیت ، داشتن یک ایده ی خوب تنها چیزی است که به آن نیاز دارید.
پیشرفت در تجارت نتیجه ی یافتن راههای سریع تر ، ارزان تر ، بهتر و آسانتر برای انجام یک کار است.

90- قانون عوامل ضروری موفقیت
هر کار یا تجارتی بیش از پنج تا هشت عامل ضروری برای موفقیت ندارد . این عوامل، تعیین کننده ی چگونگی عملکرد شما هستند.  
کارهایی را که منجر به موفقیت یا شکست شما می شوند تعیین کنید و سپس با بهره گیری از این اطلاعات ، برای داشتن عملکرد بهتر در هر زمینه برنامه ریزی کنید.

91-
قانون بازار
قیمت واقعی هر کالا بهایی است که مشتری حاضر است برای آن کالا در بازار آزاد و رقابتی ، که در آن سایر کالاهای مشابه نیز وجود دارد ، بپردازد .
همیشه حق با بازار است .

92- قانون تخصصی کردن
برای موفقیت در تجارت ، باید ابتدا محصول یا خدمات بخصوصی را انتخاب کنید و سپس تمام توانایی خود را برای انجام کار با بهترین روش به کار گیرید .
یکی از دلایل اصلی شکست در تجارب غیر تخصصی کار کردن است .

93- قانون تمایز
در یک بازار رقابتی ، محصولات یا خدمات برای کسب موفقیت باید در نوع خود ویژگی منحصر به فردی داشته باشند تا از سایر محصولات و خدمات مشابه متمایز گردند .
برای رقابت در بازار ، برتری کالای شما باید قابل توجه و قابل تبلیغ کردن باشد و چیزی باشد که بازار حاضر باشد به خاطر آن پول پرداخت کند .

94- قانون تعیین خریدار
موفقیت در تجارت در گرو تعیین گروه هایی است که در بازار ، خریدار تولیدات یا خدمات شما هستند .
- مشتریان شما دقیقا چه کسانی هستند ؟
- کجا هستند ؟
- علت خرید آنها چیست ؟

95- قانون تمرکز بازار
موفقیت در بازار در گرو تمرکز کامل بر روی مشتریان بخصوصی است که می توانند از ویژگی های خاص کالا یا خدمتی که ارائه می دهید بیشترین استفاده را ببرند .
تعیین و متمرکز کردن تلاش هایتان روی این گروه خاص و اصلی ، رمز سوددهی است .

96- قانون برتری
بازار تنها برای عملکرد برتر ، تولیدات برتر یا خدمات برتر بهای عالی می پردازد .
اولین کار در مدیریت ، تعیین و بهبود بخشیدن به حوزه ای است که می توانید در آن برتر باشید .

97- قانون احتمالات
هر رخدادی به میزان معینی احتمال وقوع دارد . برای افزایش احتمال وقوع رخداد مورد نظر خود ، تعداد موارد را افزایش دهید .
هر چقدر کارهای بیشتری را به دفعات بیشتر امتحان کنید ، احتمال موفقیت شما نیز بیشتر می شود .

98- قانون وضوح اهداف
هر چقدر با وضوح بیشتری بدانید که چه می خواهید و حاضرید چه اقداماتی برای دستیابی به آن انجام دهید احتمال موفق شدن و رسیدن به آنچه می خواهید بیشتر می شود .
روشن بودن اهداف مورد نظر مانند مغناطیسی عمل می کند که اقبال را به سوی شما می کشد .

99- قانون جذب
شما در زندگی ، افراد ، ایده ها و موقعیت هایی را به سوی خود جذب می کنید که با افکار غالب شما هماهنگ هستند .
هنگامی که اهداف شما از مغناطیس اشتیاق شما سر شار شد به چیزی دست پیدا می کنید که مردم به آن شـــانس می گویند .

100-  قانون توقعات
اگر مدام توقع داشته باشید که اتفاقات خوب برایتان رخ دهد ، میزان شانس خود را در زندگی افزایش می دهید .
هر روزتان را ا این جمله آغاز کنید : " می دانم امروز یک اتفاق عالی برایم می افتد . "

101-
قانون فرصت
بهترین فرصت ها اغلب در معمولی ترین موقعیت های پیرامون شماست .
بزرگترین فرصت شما ، به احتمال زیاد درست پیش پای شماست ، در کار ، حرفه ، تحصیل ، تجربه یا علایق فعلی شما .

102- قانون قابلیت
شانس هنگامی رخ می دهد که آمادگی و موقعیت در یک جا جمع شود .
در هر زمینه ای ، هر چقدر توانایی های بیشتری داشته باشید و آنها را بیشتر پرورش دهید شانس رسیدن به موقعیت های مطلوب نیز برای شما بیشتر می شود .

103- قانون دانش
در هر زمینه ای ، شخصی که دانش و مهارت گسترده تری داشته باشد شانس موفقیت بیشتری نسبت به دیگران دارد .
دانش و مهارت گسترده ، فرد را آگاه ساخته و از چند و چون اوضاع با خبر می کند و در نتیجه فرصت هایش را افزایش می دهد .

104- قانون پیش فرض ها
پیش فرض های نادرست ریشه ی شکست ها هستند . شهامت محک زدن پیش فرض های خود را داشته باشید .
پذیرش اینکه احتمال دارد پیش فرضتان اشتباه باشد ، راه را برای یافتن پیش فرض های جدید و دگرگونی های لازم باز می کند ، چیزهایی که در غیر این صورت بدست نخواهید آورد .

105- قانون وقت شناسی
وقت شناسی همه چیز است . اگر آمادگی لازم را در خود ایجاد کنید ، زمان مناسب برای شما فرا خواهد رسید .
" در دریای پر تلاطم زندگی ، همیشه می توان موجی را یافت که اگر با آن حرکت کنید شما را به ساحل خوشبختی می رساند ." (ویلیام شکسپیر )

106- قانون انرژی
هر چقدر انرژی و اشتیاق بیشتری داشته باشید ، احتمال اینکه موقعیت مناسب را تشخیص دهید و از آن استفاده کنید بیشتر می شود .
بهترین ایده ها و افکار خلاق بعد از مدتی استراحت و آرامش بدست می آید .

107- قانون روابط
هر چه افراد بیشتری را بشناسید که دید مثبتی نسبت به شما دارند موقعیت های بهتری به دست خواهید آورد .
افرادی که شما را دوست دارند به شما ایده های جدیدی می دهند و راه موفقیت را برای شما باز می کنند .

108- قانون درک دیگران
وقتی از دید فرد دیگری به موقعیتی نگاه کنید ، اغلب اوقات به ایده و راه حل هایی دست پیدا می کنید که قبلا به آنها پی نبرده بودید .
مرتب از خودتان بپرسید که مردم به چه نیاز دارند و چه می خواهند و شما چطور می توانید نیازها و خواسته های آنها را برآورده کنید .

109- قانون رشد
اگر در حال رشد فکری نیستید پس دارید در جا می زنید . اگر روز به روز بهتر نمی شوید پس دارید بدتر می شوید .
یادگیری دائمی و رشد مداوم فکری را جزئی از برنامه ی روزانه ی زندگی خود قرار دهید .

110- قانون تکرار
تمرین و تکرار بهای بدست آوردن مهارت است . چیزی را که مدام و مرتب تکرار می کنید به صورت یک عادت جدید ذهنی و عملی در می آید .
رشد فکری و احساس رضایت و خشنودی نتیجه ی کنار گذاشتن عادت های گذشته و جایگزین کردن تمرین ها و عادت های جدید است .

111-
قانون پشتکار
یک زندگی خوب و درخشان مجموعه ای از هزاران تلاش و ایثاری است که هیچ کس از آن باخبر نیست .
" مردان بزرگ از ارتفاعاتی که فتح کرده اند حفاظت می کنند ، جاهایی که یک شبه به آن نرسیده اند . اما هنگام شب در حالی که همراهانشان خفته اند باز هم به تلاش خود برای پیشروی ادامه می دهند ." ( هنری وادزورث لانگفلو )

112- قانون خودشکوفایی
شما می توانید هر چه را که برای رسیدن به اهداف تعیین شده ی خود به آن نیاز دارید بیاموزید .
آنهایی که می آموزند توانا هستند .

113- قانون استعدادها
در درونتان مجموعه ای از استعدادها و توانایی ها نهفته است که اگر درست شناسایی و به کار گرفته شوند شما را قادر می سازند تا به هر هدفی که در نظر دارید برسید .
از چه قسمت هایی از کارتان بیشتر لذت می برید و آنها را خیلی خوب انجام می دهید ؟ این سوال بهترین راهنما برای یافتن استعدادهای واقعی شماست .

114- قانون کمال
موفقیت و خوشبختی هنگامی بدست می آید که کاری که از نجام آن لذت می برید ، بی عیب و نقص انجام می دهید .
" تعیین کننده ی کیفیت زندگی شما این است که تا چه حد به  کمال در زندگی اهمیت می دهید و برای رسیدن به آن تا چه اندازه خود را مسئول و متعهد می دانید ." ( وینس لمباردی - مربی فوتبال )

115- قانون موقعیت
مشکلات مانع کار نیستند بلکه معلم ما هستند . در درون هر مشکلی بذر سود یا موقعیتی نهفته است ، برابر یا بیشتر از سود حاصل از  انجام کار مورد نظر .
در راه موفقیت مشکلات را تبدیل به پله های صعود کنید .

116- قانون شهامت
وجود شهامتی سنجیده و حساب شده برای دستیابی به موفقیت ضروری است . ترس بزرگترین مانع رسیدن به هدف است .
رویارویی با ترس های خود را جزئی از عادت هایتان کنید و در هر شرایطی این کار را انجام دهید .

117- قانون سخت کوشی
موفقیت ها و دستیابی به اهداف با سخت کوشی بدست می آید .هنگامی که شک دارید موفق می شوید یا نه ، سخت تر تلاش کنید و اگر به نتیجه نرسیدید باز هم بیشتر تلاش کنید .
هنگامی که مشغول کار هستید ، تمام مدت کار کنید و وقت تلف نکنید .

118- قانون بخشندگی
هر چه بیشتر ، بدون انتظار پاداش ، به دیگران خدمت کنید ، خیر و نیکی بیشتری به شما می رسد ، آن هم از جاهایی که اصلا انتظار ندارید .
شما تنها در صورتی حقیقتا خوشبخت خواهید بود که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید .

119- قانون پذیرش